۱۳۹۳ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

جشن شاداب ِ اردیبهشتگان شاد باد



جشن شاداب ِ اردیبهشتگان شاد باد

احمد پناهنده

"به خشنودی اهورا مزدا، راستی بهترین نیکی است، خرسندی است."

" منش یا اندیشه ی نیک ( وهومن )، راستی، داد و قانون اشا رشته های ناگسستنی هستند که بخش های گات ها را به هم پیوند می دهند.
اندیشه ی نیک و خرد ( وهومن یا بهمن )، راستی، و داد و قانون ( اشا وهیشتا یا اردیبهشت )، نیروی پسندیده اهورایی ( خشترا یا شهریور )، مهر و مدارایی افزاینده ( سپنتا آرمیتی یا سپندار مزد ) پایه های دین زرتشتی است که انسان را به خود شناسی و رسایی ( ه-اُروتات یا خرداد ) و جاودانی ( امرتات یا امرداد ) می رساند."(1)
نیاکان ِ باستانی و زرتشتی مان، افزون بر جشن های ِ سالاری چون نوروز، سیزده بدر، یلدا ( شب ِ چله )، سده و چهارشنبه سوری، در هرماه آن روزی که با نام ِ ماه همنام می شد، جشن می گرفتند و به شادی و شادمانی در سروری بی همتا مشغول می شدند. و جشن ِ اردیبهشتگان، دومین جشن ِ ماهانه ی نیاکانمان است، که در روز سوم ِ اردیبهشت ماه ِ زرتشتی برگزار می شده است.
ولی امروز این جشن نه در سوم، بلکه در دوم اردیبهشت ماه برگزار می گردد. دلیل این اختلاف ِ زمان ِ برگزاری ِ دیروز با امروز، تغییر سال شمار نیاکانمان در امروز است. زیرا در دوره باستان سال به دوازده ماه و هر ماه به سی روز تقسیم می شد. اما امروز شش ماه اول سال به سی و یک روز و پنج ماه بعدی به سی روز و ماه آخر سال به بیست و نه روز واگر سال کبیسه باشد به سی روز تقسیم می گردد. به همین دلیل جشن اردیبهشتگان، نسبت به سال شمار دیروز، یک روز جلوتر، یعنی دوم* اردیبهشت ماه برگزار می شود که این روز منطق با روز سوم اردیبهشت ماه، در دوران ِ نیاکانمان است.
دیروز اولین جشن ماهانه را با نام فروردینگان در 19 فروردین جشن گرفتیم و امروز به پیشواز جشن اردیبهشتگان می رویم که ماهی است سراسر شاداب و پر تراوت.

ماه نشاط طبیعت سبز در آینه ی چشمان ِ بی قرار
ماه شُر شُر ِ رقص ِ بی تاب ِ جویبار
ماه لبخند گل در لاله زار
ماه شقایق ِ بی تاب در چمنزار
ماه خروش جریان ِ آب ِ چشمه سار
ماه آواز ِ پر غرور آبشار
ماه نغمه ی دلنشین ِ بلبل در گلزار
ماه عطر و نسیم ِ جنگل در کوهسار
ماه ِ شبنم ِ زلال ِ نشسته بر برگ ِ شاخسار
ماه ِ ماهتاب در شب های پر ستاره ی بیدار
ماه دیدار یار در باغ پر درخت انار
ماه عید گل و بلبل و سنبل بر بستر ِ سبزه زار
ماه ِ پر عطر وُ گل ِ شهر ِ شور و شعر و شراب ِ شیراز ِ شکر بار

در اوستا سومین یشت به نام امشاسبند اردیبهشت است.
امشاسبند اردیبهشت نماینده ی قانون و داد و راستی و درستی در جهان و همچنین ایزد آتش و نور است.
از این جهت این امشاسبند نماد پاکی و راستی و درستی است.
ابوریحان می نویسد:
" ارديبهشت ماه؛روز سوم آن اردیبهشت است و آن عيدی است که ارديبهشتگان نام دارد برای اينکه هر دو نام با هم متفق شده.اردیبهشت به معنی بهترين راستی است ؛بعضی گفته اند بمعنای منتهای خير و خوبی است . ارديبهشت فرشته آتش و نور است و اين دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به اين کار موکل کرده و نيز ماموريت داده است علل و امراض را بياری ادويه و اغذيه زائل کندو صدق را از کذب و حق را از باطل تميز دهد ."
آتش، در پندار ِ نیاکان ِ زرتشتی مان، نماد ِ روشنایی، نور و انرژی در میان ِ عناصر ِ چهادگانه، از ویژگی و احترام ِ خاصی برخودار بوده است. بطوریکه چنین ویژگی و احترام، نسبت به عنصر ِ آتش سبب شد که غرض ورزان و تنگ نظران، نیاکان ِ زرتشتی مان را آتش پرست بین عوام نمایش دهند.
در حالی که چنین نیست بلکه عنصر ِ آتش، سرچشمه ی نور و روشنایی است و نور از صفات ِ ویژه ی اهورامزدا است و چون نور در همه جا هست، در آنجا اهورامزدا حضور دارد و به همین مناسبت نیاکان ِ زرتشتی ِ ما، نسبت به نور و آتش، احترامی ویژه، ادا می کردند و آن را گرامی می داشتند. بطوریکه این آتش ِ اهورایی را آنچنان پاسبانی می کردند که هر گز خاموش نگردد.
در اردیبهشتگان نیاکانمان و امروز زرتشتیان، لباس سفید که مظهر پاکی است به تن می کردند و می کنند و به آتشکده می رفتند و می روند و اهورا مزدا را نیایش می کردند و می کنند و سرود آتش را می خواندند و می خوانند.

نیایش آتش:

درود بر تو ای آتش!
ای برترین آفریدهء سزاوار ستایش اهورا مزدا!
به خشنودی اهورا مزدا، راستی بهترین نیکی است، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد (3 بار)
بر می گزینم که مزدا پرست زرتشتی باشم و خدایان پنداری را زدوده، تنها به اهورا باور داشته باشم.
به تو ای آتش! ای پرتو اهورامزدا! خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد!
افروخته باش در این خانه!
پیوسته افروخته باش در این خانه! فروزان باش در این خانه! تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه!
به من ارزانی ده ای آتش! ای پرتو اهورامزدا! آسایش آسان! پناه آسان! آسایش فراوان!
فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی بخش و جوانمرد، که خانه مراوده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند.
راستی بهترین نیکی است، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد (3 بار)

خلف تبریزی در برهان قاطع می نویسد:
فصل بها" در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن وبه جنگ و کارزار شدن، و معنی ترکیبی این لغت مانند بهشت باشد (این معنی درست نیست و مفهوم و واژه را در آغاز آورده است)، چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چوناین ماه وسط ر است و نباتات در غایت نشو و نما و گل¬ها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال، بنابراین اردیبهشت خوانند."
* دلیل اینکه جشن اردیبهشتگان را در دوم اردیبهشت سالشمار امروز ذکر کردم این است که ادامه دهندگان راستین نیاکانمان این جشن را در همین روز برگزار می کنند.
امروز آن دسته از صاحب نظران و اندیشمندان و محققان که همان روز برگزاری جشن ها در سالشمار باستانی را بدون تغییر در سالشمار کنونی می پذیرند، لازم است پاسخ دهند چطور ممکن است تغییر سالشمار باستانی به امروزی را بپذیرند. اما تغییر روزهای جشن باستانی به امروز را نه؟
فراموش نکنیم که در گذشته هر روز از ماه در نزد نیاکانمان، نامی داشت. بنابراین با تغییر سال شمار باستانی به امروزی، دیگر اردیبهشت روز از ماه اردیبهشت در زمان باستان که در روز سوم اریبهشت بود، امروز دیگر سوم نیست بلکه دوم است.
از طرف دیگر معیار حقانیت و حقیقت برگزاری این جشن ها را باید در نزد کسانی جست که به حق پاسدار میراث کهن و نگهبان راستین دین زرتشتی هستند.
شادی و شادابی و راستی و درستی در جشن اردیبهشتگان، بر همه ی ملت ایران خجسته باد

(1) برگرفته از کتاب دیدی نو از دین کهن اثر دکتر فرهنگ مهر صفحه ی 206

خطاب به خانم مریم قجر عضدانلو




خطاب به خانم مریم قجر عضدانلو

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
خانم مریم قجر عضدانلو!

شما بهتر است همراه شوهر خوانده تان مسعود رجوی، زندانیان اسیر در لیبرتی عراق را که سالها جوانی شان را در چنگال زندگی کش و زندگانی سوز خودتان، اسیر کردید، آزاد کنید نه اینکه شلی پا را به غمزه رفع کنید و با فرا فکنی برای زندانیان داخل ایران دل بسوزانید.
معنی اش این است که:
ترا که خانه نیین است
بازی نه این است
برو سر خود دوا کن که بیشمار جنایت و خیانت و کشتار و اسارات فرزندان ایرانزمین را در کنار شوهرخوانده ات در پرونده داری
یادتون باشد، کسی که در اتاق شیشه ای زندگی می کند، به خانه ی دیگران سنک پرتاب نمی کند
احمد پناهنده

۱۳۹۳ فروردین ۲۷, چهارشنبه

چرا باید مردم از حق و حقوقشان بگذرند؟



چرا باید مردم از حق و حقوقشان بگذرند؟

در خبرها آمده است که ابراهیم یزدی و محمد خاتمی به نمایندگی از دار و دسته ی ضد ایرانی و ضد کرامت انسانی، از مردم خواسته اند که برای کمک به دولت اسلامی ِ ایرانی کش ِ حسن روحانی، از یارانه شان چشم بپوشند تا دولت حس روحانی بتواند بیشتر فرزندان ایران زمین را اعدام و کشور ایران را به سوی فرو پاشی نزدیک و نزدیکتر کند.
اما نمی دانند که ملت ایران نه اینکه از این حق خودشان نمی گذرند بلکه سودای سرنگونی تمام عیار حکومت اسلامی را در این بحران جهانی در سر دارند.
و پرسیدنی است که چرا باید مردم از حق و حقوق و نان سر سفره ی خود و فرزندان خود بگذرند تا ملاها و مکلاهای اسلامی هر روز نسبت به روز قبلش فربه تر بشوند و سپس با دشنه ی اسلامی، خانوادهای ایرانی و فرزندان ایرانزمین را قتل عام کننند؟
از این جهت است که ترس ِ به گور سپرده شدن حکومت اسلامی با همه ی نحله ها و نگاه ها، آنها را به هراس وا داشته است تا با این مظلوم نمایی و ریش گرو گذاشتن، مردم را از تصمیم خودشان باز دارند.
و به باور من کلید حسن روحانی نه اینکه گره ای از گره های بی شمار حکومت اسلامی را نگشوده است بلکه به نظر می رسد که کلیدش، قفل سرنگونی حکومت اسلامی را باز کرده است.
باشد که ملت ایران در بحرانی که سرتا پای حکومت اسلامی را در خود فرو برده و همچنین بحران منطقه ای و جهانی، از فرصت به دست آمده استفاده کنند و طومار اسلام را در هر شکل و هر طیفی، برای همیشه در همه بپیچند و به خویشتن ایرانی خود گره بخورند.
چنین باد
احمد پناهنده

۱۳۹۳ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

هشدار به جوامع جهانی و بویژه ملت بزرگ ایران



هشدار به جوامع جهانی و بویژه ملت بزرگ ایران

وقت آن رسیده است که کشورهای جهان آزاد و بویژه ملت بزرگ ایران، محترمانه تمامی ِ شهروندان روسی زبان را از کشورشان اخراج کنند تا مبادا، پوتین با این بهانه که چون جان و زندگی شهروندان روسی و یا روسی زبانان در خطر است، نیروی نظامی به این کشورها وارد کند و قسمتی از خاکشان را جدا نماید.
یادمان باشد ما ایرانیان از این همسایه ی بی پرنسیب و متجاوز، زخم هایی عمیقی در جای جای تن و و روح و تاریخ ِجغرافیایمان داریم.
چه زمانی که تزارها حکومت می کردند و چه زمانی که لنین ها و استالین ها در قامت کشور شوراها به تجاوز ادامه می دادند و چه زمانی که شوروی مردار شد و پوتین به قدرت رسید.
نمونه ی اخیر، بلعیدن از سهم پنجاه درصدی ایران از دریای خزر توسط حکومت متجاوز پوتین است که امروزه به زیر 13 درصد رسیده است.
هشیار باشیم تا مبادا بیش از این سرزمین اهورایی مان توسط متجاوزان روسی بلعیده شود.
احمد پناهنده

۱۳۹۳ فروردین ۲۵, دوشنبه

زنجیرها را آماده کنید




زنجیرها را آماده کنید

" من یک موی محمدبن عبدالله را به ۱۰۰ تا کوروش، داریوش، خشایار، تخت جمشید و ایران و گذشته آن نمی‌دهم "
""  گذشته من با محمد بن عبدالله (ص) پیوند می‌خورد
عبارات و تراوشات فکری بالا از خامه و ذهن علیل و پوسیده و نم گرفته فردی بنام صادق زیبا کلام یا به اصطلاح استاد علوم سیاسی دانشگاه حکومت اسلامی چکیده است که آسمان و هوای ایرانزمین را آلوده کرده است.
به نظر می رسد برای کمک به این " استاد " باید زنجیرها را آماده کرد و محکم به گردن و دست و پایش بست و او را کشان کشان بر سر ِ گور یکی از امامان شیعه ی دلبسته اش رساند و انتهای زنجیر را با میخ طویله، در گور امامش فرو برد و دورش را هم خط کشید تا شاید با کرامت نداشته امامش شفا پیدا کند.
بارها گفتم و نوشتم که هیچ بنی بشر اسلامی، با تفکر اسلامی و شیعه ی اثناعشری نمی تواند در چهارچوب و معیار تعریف شده انسان با وجدان و با اخلاق بگنجد و فردی انسان دوست و وطن دوست باشد.
البته انسان های مذهبی چه اسلامی و چه از ادیان دیگر، اگر از علقه های مذهبی و دینی خودشان برای ارضا و صفای درونشان استفاده کنند و دین و مذهب را با سیاست نیامیزند، شامل تعریف و نگاه بالا نمی شود.
زیرا بسیارانی هستند که باورمند به عقیده ای هستند و در خلوت خودشان با خدایشان راز و نیاز می کنند و فرایض دینی شان را بی هیچ آزاری به دیگران، انجام می دهند و یا به جای می آورند.
ولی این به اصطلاح استاد علوم سیاسی مورد نظر، مطمئنن از طیف کسانی است که دین را با سیاست و تا خصوصی ترین اعمال و زندگی روزمره ی انسانها می آمیزد و آنان را به صفت ِ بی مقدار امت پایین می کشند و بر گرده شان سوار می شوند.
و ایدون چنین نپنداریم که فقط تفکر آخونذهای حجره نشین، نم گرفته و ضد انسانی و ضد وطنی است. بلکه باید چنین پنداشت که از کروب تا میکروب، همه ی آنانیکه اسلامی فکر می کنند و دین را با سیاست و عملکرد روزمره ی اجتماعی انسانها می آمیزنتد ، افکارشان ضد انسانی و ضد وطنی است.
صادق زیبا کلام نمونه اخیرش است و بیش از او همه ی آخوندهای نمور گرفته ی حجره ها و شخصیت های مکلای اسلامی چون شریعتی و سروش و مهاجرانی و گنجی و سازمانهایی چون مجاهدین خلق و و و از این قماش بودند و هستند
کسی که تار موی یک فرد بیگانه چون محمد عرب که عقبه اش با الهام از همین فرد بر ایران و مصر و کشورهای صاحب ِ تمدن ِ مدرن و با فرهنگ انسانی تاختند و ویران کردند و ملت شان را اسیر و زبون و به خواری گروگان گرفتند، به صد تا ایران گذشته و کورش و داریوش و خشایار شاه و تخت جمشید نمی دهد، می تواند ایرانی باشد و هوای ِ ایران را نفس بکشد؟
به باور من چنین آدم هایی از هر بیگانه ی متجاوز، پست تر و پست فطرت تر و ضد ایرانی تر و ضد ملت ایران هستند
تا نظر شما مخاطبین چه باشد؟
ای تفو بر تو ای به اصطلاح استاد علوم سیاسی دانشگاه اسلامی حکومت اسلامی، تفو
احمد پناهنده

۱۳۹۳ فروردین ۲۳, شنبه

پیشنهاد برای ممنوعیت فعالیت های کمونیستها در اکراین



پیشنهاد برای ممنوعیت فعالیت های کمونیستها در اکراین

کمونیستها در جای جای این گیتی نشان داده اند که ضد وطن و ضد کرامت انسانی و ضد ازادی و دموکراسی و آرامش اجتماعی هستند
کمونیست ها آن روی سکه ی فاشیست ها هستند که هیچ ارزشی برای آزادی و احترام به قانون و کرامت انسانی قائل نیستند
و امروز در کشور اکراین، کمونیست ها به جای اینکه از جای جای خاک و ملت اکراین دفاع کنند، در جدا کردن وصله ی تن اکراین در کنار روسیه ی متجاوز قرار گرفتند و گستاخانه در مجلس از این موضع بغایت ضد وطنی شان دفاع می کنند
و عجبا که برای مشروعیت بخشیدن به اعمال ننگینشان در جدایی کریمه، شلی پا را به غمزه رفع می کنند و های و هوی بی مقدار راه می اندازند که فاشیست ها سبب ساز این شرایط برای اکراین شدند
فراموش نکنیم که همین کمونیست های وطنی در کودتای مصدق السلطنه در 25 امرداد سال 1332، حتا مصدق السلطنه را دور زدند و با شعار جمهوری دموکراتیک خلق، جای جای تهران و شهرهای بزرگ ایران را ویران کردند و به آتش کشیدند
و قصد آن داشتند که با افسران نفوذی و توده ای، کودتایی علیه کودتای مصدق السلطنه راه بیاندازند
و دریغا که امروز این عمل بغایت ضد ملی در اکراین توسط کمونیست ها راه اندازی شده است تا از این طریق به پوتین ولیمه بدهند مثل سالهای 1967 در مجارستان و چکسلواکی، با تجاوز نظامی، اکراین را اشغال کنند
باشد که تمامی مردمان جهان و سازمانها و احزاب و بویژه دولتمردان دنیای آزاد به هوش باشند که نگذارند سالهای تجاوز روسیه تکرار گردد و جنگی دیگر جهان را در خود بسوزاند
و به سهم خود از دولت و ملت اکراین می خواهم که از همین امروز با گذراندن لایحه ای در مجلس، هرگونه فعالیت کمونیست ها را در اکراین ممنوع اعلام کنند
مگر اینکه در عمل نشان دهند به چهارچوب ارضی و آبی کراین احترام می گذارند

احمد پناهنده

۱۳۹۳ فروردین ۲۲, جمعه

ریحانه گلی ست برای بوئیدن نه پرپر شدن



ریحانه گلی ست برای بوئیدن نه پرپر شدن

مهم نیست که ریحانه در حکومت اسلامی جرمی مرتکب شده است، بلکه مهمتر این است که بدانیم، تمامی حکومت اسلامی با همه ی کارگزارانشان، سراپا مجرم هستند و با جرم و جنایت دنبال شکار انسانیت، کرامت، اخلاق و بویژه حیثیت، فضیلت و ارجمندی زنان هستند.
و اگر مرتضی خواست در زیر چتر حمایتی ِ حکومت اسلامی، تن جوان ریحانه را به حیله و نیرنگ مورد تجاوز قرار دهد و ریحانه از کرامت و حیثیتش دفاع کرد و در این دفاع، مرتضی مقتول شد، نباید ریحانه را بتنهایی مجرم شناخت بلکه باید جرم را در قوانینی دید که این شرایط را برای مردان ِ هرزه ی اسلامی فراهم می کند.
هرچند عملکرد ریحانه در دفاع از کرامت و حیثیت انسانی خود، مجازات دارد اما به یقین مجازاتش از دست دادن زندگی و جوانی نیست.
و اگر قرار باشد کسی را اعدام کنند باید حکومت اسلامی را با قوانین ضد انسانی اش اعدام کرد.
هرچند من با اعدام در هر شکلی مخالف هستم.
معنی این سخن این است که مجازات ریحانه، اعدام نیست
باشد که همه ی ملت ایران یک صدا، همراه با نهاد های حقوق بشری و سازمان های بین المللی اجازه ندهند گل زندگی ریحانه را پرپر کنند.
چنین باد
احمد پناهنده