ه‍.ش. ۱۳۹۶ فروردین ۲۸, دوشنبه

یک کلام





یک کلام

بارها هم گفته و هم نوشته بودم، هر کس و یا هر جریانی بخواهد با هر نگاه در زمانه ی ِ بازی های انتصابات حکومت اسلامی، تنوز این انتصابات را داغ و برای حکومت اسلامی دُم بجنبانند، هیچ حسن نیتی به ایران و ایرانی و کرامت انسانی ندارند که هیچ بلکه این کسان در زمره ی ضد ایران و ایرانی تعریف می شوند. حتا اگر شناسنامه ی ایرانی داشته بشند.
زیرا داشتن شناسنامه ملاک نیست بلکه باید در رفتار و کردار و گفتار و با همه ی وجودش به ایران و ایرانی و کرامت انسانی ثابت کند که ایرانی است و دلش برای سربلندی ایران در همه ی عرصه می تپد.
وگرنه بسیارانی هستند در انگلیس و امریکا و کشورهای اروپایی، شناسنامه ی این کشورها را در جیب دارند اما کوچکتذین ذلبستگی به فرهنگ و تاریخ و خاک و سرزمین ِ این کشورهات ندارند.
این کسان که در واقع ناکسان تاریخ بشریت هستند، جز کسانی هستند که خیانت و جنایت و بیگانه پرستی سرشت و خلق و خوی شان شده است و با مزد و بی مزد برای بیگانه پرستی و خیانت به ایران از هم سبفت می گیرند.
با این نگاه به موضوع، باید در یک کلام برای ثبت در تاریخ، برای بازار گرم کنندگان ِ انتصابی ِ حکومت اسلامی و خیل ثناگویان و خیانت کاران همیشگی به ملت ایران و سرزمین ایران،بنویسم:
آنانیکه در ایران بدور از این هیاهوی انتصابی و بازی های تهوع اور دوره ای، در این انتصبات شرکت می کنند بی انکه فهم درستی از این موضوع داشته باشند، در خوش بینانه ترین شکلی می توان آنان را عابرین پیاده و ناآگاه و جاهل تاریخی خطاب کرد که بی مزد و مواجب فقط سواری می دهند و به بازی گرفته می شوند.
به معنای دیگر این افراد با اینکه سدها بار از یک سوراخ گزیده شدند باز دستشان در ان سوراخ می کنند تا باز هم گزیده شوند.
این افراد در واقع همان امت نالان شده توسط حکومت اسلامی هستند که حرمت و ارزش ملت بودن را وا گذاشتند و از روی ناآگاهی به امت و یا گوسپند اسلامی سقوط کردند.
که به باور من حرجی بر آنها نیست مگر اینکه شرایطی ایجاد شود تا بتوان با یک کارزار آگاهی بخش، سلولهای منجمد شده مغرشان را با نور افشانی، آب کرد و یا دل های سنگ شده بوسیله هجوم خرافات و بیگانه پرستی توسط آخوندهای ضد ایران را نرم کرد.
اما
آنانیکه آگاهانه در این خمیه شب بازی های انتصابی حکومت اسلامی، مردم ناآگاه را برای شرکت در این بازهای تهوع آور فرامی خوانتد، در یک کلمه پست و جنایتکار و خیانتکار به ملت ایران و ایران و تاریخ و فرهنگ ایران هستند.
و اگر این کسان از روی ریا و تزویر، خودشان را در دایره اپوزیسیون جا بزنند، پست تر و جنیاتکارتر و خیانت کار تر به ملت ایران و ایران و تاریخ و فرهنگ ایران هستند.
این نگاه هیچ استثانیی را هم در بر نمی گیرد
احمد پناهنده
هفده آوریل دو هزار و هفده

ه‍.ش. ۱۳۹۶ فروردین ۲۳, چهارشنبه

آقای ترامپ- اولویت- سرنگونی حکومت اسلامی در ایران است



آقای ترامپ- اولویت- سرنگونی حکومت اسلامی در ایران است

اگر تا دیروز روی این موضوع توهمی وجود داشت که می شود با تحریم و فشار، تغییری در رفتار اسلامیون جنایتکار و انسان کُش در ایران ایجاد کرد، امروز دیگر ثابت شده است که حکومت اسلامی فقط زبان زور را می فهمد و باید در یک خیزش عمومی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی و حمایت بین المللی بویژه حمایت جهان آزاد و در راسش آمریکا سرنگون شود.
دیگر ثابت شده است دموکراتها در آمریکا این حکومت وحشی و عقب مانده را چون طاعون بر جان ملت ایران و کشور ایران انداختند و جهان آزاد و منطقه خاور میانه را نا امن کردند.
اگر تا دیروز هنوز توهمی وجود داشت که چنین نیست، امروز دیگر همه می دانند اوباما هشت سال، تمام عیار پشت سر وحشی ترین و عقب مانده ترین حکومت ها در جهان ایبستاد و یک طرفه فقط به این حکومت ها امتیاز داد.
حتا وقتی که ملت با شعور مصر علیه اسلامیون قیام کردند، اوباما پشت سر مُرسی جنایتکار ایستاد و کار ژنرال السیسی را تقبیح کرد.
همچنین نباید از یاد برد، خظایی که پریزیدنت بوش در مورد محور شرارت در خاور میانه انجام داد، این بود که به جای زدن سر مار در ایران، بر دُم مار در عراق حمله کرد.
و این در حالی بود که ملت ایران در آن روزها بیشترین آمادگی بر اس سرنگونی اسلامیون ایرانی کش را داشتند.
و هیچ هم نیاز به مداخله ی نظامی نبود بلکه با حمایت از ملت ایران، این سرنگونی با هزینه کمتری انجام می گرفت.
دیروز هم برای اوباما نوشته بودم، که سوریه و اسد بهانه است بلکه سر مار در ایران است و برای از بین بردن نا امنی در منطقه ی خاور میانه و جهان، باید بر سر مار کوبید و بر روی گلوگاه های تنفسی ِ این آدم کشان اسلامی پا گذاشت و فشار داد تا جان دهند.
و همگی دیدیم که اوباما را در سر سودای حفظ همین حکومت ها بود تا این سیه روزی برای ملت ایران و مردمان جهان رقم بخورد.
حتا برایش نوشته بودم که این فضیلت نیست که مدام حرف از صلح بزنیم اما قلاده ی سگان هار را در جهان رها کنیم که با بمب و قمه و کارد به جان مردماتن بی دفاع بیافتند و بعد همه ی این مشکلات و نا امنی جهانی را به رئیس جمهور بعدی تحویل دهیم.
کاری که اوباما کرد و امروز شما هم به آن معترف شده اید که اوباما می بایستی این گوشمالی را در زمان ریاست خود بر کاخ سپید به اسد می داد.
بنابراین به عنوان یک ایرانی که نزدیک به چهل سال، زندگی ِ جوان و جان و جهانم را در راه سرنگونی اسلامیون در ایران هزینه کردم، اعتراف می کنم که کار و مسئولیت شما بسیار سخت است.
زیرا هم باید خطای پریزیدنت بوش را تصحیح کنید و هم این مشکلات آوار شده از دوره اوباما را با خون دل خوردن، آرام آرام حل کرده و به نتیجه برسانید.
پس برای ثبت در تاریخ، امروز هم برای شما می نویسم که کره شمالی و سوریه بهانه است.
الویت باید سرنگونی اسلامیون در ایران باشد
زیرا سر مار در ایران است. پس بهتر این است که برای امن کردن جهان بر سر مار بکوبیم.
چون سوریه را دیگر رمقی نیست و امروز و فردا اسد سقوط می کند
کره ی شمالی هم منزوی و فقیر است که فقط دور خودش را دیوار کشیده است و زوزه مرگ سر می دهد.
و این اسلامیون جنایتکار در ایران هستند که خیانتکارانه با ثروت ملی ایرانیان این دو حکومت وحشی را تغذیه می کند.
بنابراین وقتی سر مار کوبیده شود، دُم و کمر مار را شانسی نیست که زنده بمانند.
یادمان باشد که ملت ایران این روزها از بیشترین آمادگی برای سرنگونی ملایان وحشی و آدم کش برخورد هستند و می روند با یک خیزش عمومی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی، تمامیت این حکومت آدم کش را جارو کنند.
البته ملت ایران در این راه بسیار سخت و شکوهمند، دست هر کمک کننده ای را می فشارد.
بویيژه آمریکا و اسرائیل و جهان آزاد که به ملت ایران بدهکار هستند.

احمد پناهنده
دوازده آوریل دو هزار و هفده

ه‍.ش. ۱۳۹۶ فروردین ۲۱, دوشنبه

ترس یک بی هویت در گویانیوز از درخواست خیزش عمومی شاهزاده رضا پهلوی




Bild könnte enthalten: 1 Person, sitzt und Anzug
ترس یک بی هویت در گویانیوز از درخواست خیزش عمومی شاهزاده رضا پهلوی

در خبرها آمده است که شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه با آسوشیتدپرس:
" خواستار جایگزین کردن رژیم روحانیون در ایران با رژیم پادشاهی پارلمانی شد‌..."
هر چند این قلم متن مصاحبه کاملش را ندیده و نخوانده است اما از گزینش قسمت هایی از مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با آسوشیتدپرس چنین بر می آید که شاهزاده رضا پهلوی ملت ایران را به یک خیزش عمومی مسالمت آمیز دعوت کرده است تا با مبارزه ی نافرمانی مدنی در قامت اعتصابات کارگری و و و از حکومت اسلامی عبور کرده و نظام پادشاهی پارلمانی را جایگیزین این نظام انسان کش و عقب مانده کنند.
همینجا باید به شاهزاده رضا پهلوی دست مریزاد گفت که با شهامت و برای نجات ایران و ملت ایران، از سرمایه مادی و معنوی فرهنگ و تاریخ ایران که ایشان نماینده ی بی همتا و بی چون و چرایش هستند، مایه گذاشته است و در صف مقدم این مبارزه نافرمانی مدنی قرار گرفته است.
هرچند باید در ترجمه این مصاحبه توسط بنگاه سخن پراکنی ِ دویچه وله کنکاش کرد و ناراستی های ترجمه را از راستی ها جدا کرد. اما محتوای سخن شاهزاده رضا پهلوی، پیام به ملت ایران برای آماده شدن در یک خیزش عمومی برای عبور از حکومت فاسد و جنیایکار و بیگانه صفت و بیگانه پرست ملایان اسلامی است.
حال در این میان کسی که نه نامش مشخص و نه هویتش برای عموم روشن است، پابرهنه و سراسیمه وارد میدان شده است و در مسند استاد علوم سیاسی درس می دهد که چرا شاهزاده رضا پهلوی گفته است، انقلاب؟
اما چون این افراد سر در آخور همین حکومت دارند و تازگی هم در سایت گویا نیوز اظهار لحیه کرده است که به روحانی در مقابل رئیسی رای می دهد، باید خاطرش پریشان شود و دکان دو نبشی که بنام گویا نیوز باز کرده است، ارکانش با یک دوجین به اصطلاح اصلاح طلبان حکومتی و شریک در همه جرم و جنایت حکومت ضد انسانی اسلامی، بلرزد.
چرا؟
برای اینکه شاهزاده رضا پهلوی می گوید، نظام پادشاهی پارلمانی
یعنی باید این حکومت اسلامی با همه ی دار و دسته و دم و دنبالچه هایش در این سایت ها و لانه کرده در میان نیروهای مخالف، جارو شوند.
این آقا یا خانم ف-م سخن هم بهتر است برود متن کانل این مصاحبه را بخواند نه ترجمه گزینشی این مصاحبه توسط بنگاه سخن پراکنی دویچه وله که هیچ حسن نیتی در ترجمه متون و به نیروهای ایرانگرا و ملی ندارند.
در پایان به این کسان باید گفت، کشور ایران آبستن یک خیزش بزرگ است حال این خیزش اسمش انقلاب است یا قیام، هیچ از این پتناسیل و آبستن ِ خیزش عمومی کم نمی کند. این گونه کسان بهتر است بروند در صف مقدم همین حکومت اسلامی بر علیه ملت ایران قذاره بکشند.
زیرا نشان داده اند که در تندپیچ های زمانه، همیشه پشت سر همین حکومت جنایت کار دولا و راست می شوند.
باشد که بزودی متن پارسی این مصاحبه ی رهایی بخش در دسترس همگان قرار بگیرد
درود بر ملت ایران
سپاس از شاهزاده رضا پهلوی
احمد پناهنده
ده آوریل دو هزار و هفده

ه‍.ش. ۱۳۹۶ فروردین ۱۸, جمعه

به اوباما بگویید انسانیت و شرف را از پریزیدنت ترامپ بیاموزد




Bild könnte enthalten: 1 Person
به اوباما بگویید انسانیت و شرف را از پریزیدنت ترامپ بیاموزد

اعتراف می کنم من هم مثل بسیارانی چه در سوریه و چه در جای جای جهان، وقتی که دستور شجاعانه و انسانی ِ پریزیدنت ترامپ، مبنی بر حمله ی موشکی به پایگاه هوایی سوریه در ستایش، خمایت و احترام گذاشتن به کرامت انسانی و جان های شیفته ی بی گناهانی را که مورد تجاوز بربرمنشانه و وحشیانه ی بشار اسد و روسیه و حکومت اسلامی حاکم بر کشورم در ایران قرار گرفته اند را شنیدم، از دل خوشحال شدم.
خوشحال به این خاطر که این حمله هدفمند بوده است و فقط پایگاه هوایی سوریه را هدف قرار داده است، بی آنکه یک غیر نظامی در این حمله کشته شود.
من هم مثل همه ی مردم سوریه و مردمان جهان ِ آزاد خوشحالم که پریزیدنت ترامپ به تعهد انسانی اش وفا دار مانده است و به عنوان قوی ترین مرد جهان، اجازه نمی دهد دوران حمایت از وحوشان جهان در دوره اوباما تکرار شود.
اجازه نمی دهد که جهان آزاد و ملت های سرفراز ِ خواهان آزادی و رهایی در مقابل وحوشان وطنی و بین المللی تنها باشند.
حمله امروز پیام روشنی داشت و پیام این بود که دیگر دوران بی مسئولیتی اوباما گذشته است و شرارت های سوریه و کره شمالی و حکومت اسلامی در ایران را تحمل نخواهند کرد و روسیه را در همه عرصه ها، لگام خواهد زد.
برای همین است که این کشورها، تاکید می کنم فقط این کشورها از حمله ی موشکی به پایگاه هوایی سوریه ناخشنود هستند.
دیروز برای اوباما نوشته بودم که این فضیلت نیست مدام حرف از صلخ بزنیم اما فقط به وحوشان و آدمخواران جهانی امتیار بدهیم و فضای تنفسی انسانها را نا امن کنیم.
اگر حمله شیمایی اسد به مردمش عبور از خط قرمز بوده است و باید تنبیه و مجازات می شد، چرا با یک تَشَر از پوتین، ترسیدی و دست اسد و روسیه را برای کشتار بی گناهان باز گذاشتی و به حکومت اسلامی در ایران باج دادی؟
امروز برایش می نویسم اگر اندکی وجدان باشد، آقای اوباما در مقابل آوارگی ِ میلیونی و کشتار وحشیانه ملت سوریه به دست بشار اسد و روسیه و حکومت اسلامی در ایران باید شرمگین و غمگین باشد و شب ها نتواند آسوده بخوابد.
باید شرمگین و غمگین باشد که از ملت ایران در برابر قداره بندان حکومت اسلامی حمایت نکرد و آنها را تنها گذاشت تا سرکوب شوند.
باید شرمگین و غمگین باشد از اینکه لگد به اقتتدار آمریکا در صحنه جهانی زده است، طوری که پوتین ها و یک دوجین آدمخواران جهانی پشیزی به حرف و عملش قائل نبودند.
و چه سخت و دشوار است مسئولیت پریزیدنت ترامپ با این نا امنی در جای جای جهان که اوباما در دوره هشت ساله اش بر جهان حاکم و تحمیل کرد.
و خوشا بر مردمان جهان که امروز شاهد روشنایی جهانی و عبور از تیره گی دوره اوباما هستند.
حمله موشکی به پایگاه هوایی در سوریه نشان داد که جهان آزاد و ملت سوریه و ایران و کشورهایی که گرفتار آدمخواران هستند، پشت سر پریزیدنت ترامپ هستند و از ایشان انتظار بیشتری در جهت ادب کردن حکومت اسلامی در ایران و رژیم بشار اسد دارند.
و پریزدنت ترامپ نباید فراموش کند که سر مار نا امنی در خاور میانه، نه در سوریه بلکه در ایران اشغال شده است.
پس برای رها کردن مردم خاور میانه از نا امنی باید با شدت عمل بیشتر بر سر مار کوبید و گلوگاه های تنفسی اش را پا گذاشت و فشار داد تا جان دهد.
کاری که ژنرال السیسی در مصر کرد و اوباما را خوش نیامد.
در اینجا به عنوان یک ایرانی که نزدیک چهل سال با این افریته های اشغال گر در ایران در جنگ و ستیزم، دست پریزیدنت ترامپ را بابت این حرکت انسانی می فشارم و می گویم شما تنها نیستید بلکه جهان آزاد و ملت ایران و سوریه را پشت سر خود دارید.
و هیچ اهمیت هم به گدا و گرسنه های سیاسی در قبیله کمونسیتی و ضد کرامت انسانی ندهند که این روزها زوزه های شوم مرگشان را سر می دهند.
زیرا این ناکسان تاریخ و بشریت نشان داده اند همیشه پشت سر آدمکشان بین المللی و وحوشان منطقه ای صف کشیده اند.
زیرا خودشان هم از جنس همین آدمخواران هستند
احمد پناهنده
هفتم آوریل دو هزار و هفده

ه‍.ش. ۱۳۹۶ فروردین ۱۳, یکشنبه

ملت ایران در اکثریتشان، سرنگونی حکومت اسلامی را آه می کشند





ملت ایران در اکثریتشان، سرنگونی حکومت اسلامی را آه می کشند

این روزها، زمان مناسب برای یک خیزش عمومی است تا طومار آخوندهای ضد وطن و ایرانی، همراه با دم و دنبالچه هایش مثل توده ای ها و اکثریتی ها و ملی- مذهبی ها و حتا به اصطلاح ملیون و بخوانید حمال این آخوندهای ضد ایرانی، در هم پیچیده شود.
بیهوده نیست این جرثومه های نابودی ایران و ایرانی با به قدرت رسیدن پریزیدنت ترامپ و جمهوریخواهان در آمریکا، مثل مار به خود می پیچیند و اینجا و انجا از ترس سکته مغزی و قلبی می کنند.
زیرا خودشان بخوبی می دانند که ملت ایران در اکثریتشان، نابودی حکومت اسلامی و توفاله هایی مثل توده ای و اکثریتی و یک دوجین ضد ایرانی از قماش چپ و راست در همه رنگش را آه می کشند.
این جماعت ضد ایران و ایرانی بخوبی می دانند که اگر خیزشی در جامعه ایجاد شود، دیگر اوبامایی نیست که با وزیر خارجه اش از سرکوب حکومت اسلامی حمایت کند و یا بر سرکوب ملت ایران چشم ببندد بلکه زمانه تغییر کرده است و ملت آمریکا در یک انتخابات شکوهمند . آزاد، جامه ی اوباما نشان را از تن بیرون کردند و با انتخاب پرزیدنت ترامپ می روند بدهکاری آمریکا به ملت ایران را در دوران کارتر و اوباما، با حمایت همه جانبه از ملت ایران در خیزش عمومی و سرنگونی حکومت اسلامی بپردازند.
زیرا هم حکومت اسلامی و دم و دنبالچه های توده ای و اکثریتی و یک دوجین از قماش های رنگارنگ ضد ایرانی اش، می دانند که ملت ایران در اکثریتشان حاضرند سر به تن این جماعت نباشد و هم جهان آزاد و در راسش آمریکا می داند که اگر از خیزش عمومی ملت ایران حمایت همه جانبه شود، توان سرکوب از حکومت اسلامی سلب می شود.
و به خوبی می دانند ملت ایران دست هر کمک کننده ای در این راه را می فشارد و حتا حاضر است در شرایط سخت شدن مبارزه، شدت عمل بیشتری از جهان آزاد و در راسش آمریکا را علیه حکومت اسلامی ببیند.
همچنین بخوبی می دانند که در فردای خلا قدرت، شخصیتی ملی و ایرانی و نافذ، بنام شاهزاده رضا پهلئوی، در همه ی عرصه های مبارزاتی حضور چشم نواز و دلگرم کننده دارند و می دانند که ملت ایران در اکثریتشان، ورودشان را به خاک ایران آه می کشند.
با این نگاه به عنوان یک ایرانی که جان و جهان ِ جوانش را برای آزادی ملت ایران هزینه کرده است، با صدای رسا به گوش تمامی ملت ایران می رساند که دل قوی دارید و برای آزادی ایران از چنگال اشغال گران اسلامی نهراسید زیرا جهان آزاد و در راسش آمریکا اینبار با ما خواهد بود.
به امید آن روز
احمد پناهنده
دوم آوریل دوهزار و هفده

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱۴, شنبه

دریای ِ من




دریای ِ من
از کجا آغاز کنم که گره ی دلتنگی ام در این غربت غمگین سرد و تلخ گشوده شود و نسیم جان دهنده ات مرا غم غربت بشُوید؟
می دانی و می دانم بیش از 37 سال است که در ساحل خیسابت قدم نزدم و در هوای داغ تابستان لنگرود، در آب زلالت، تنم را گرما نشُستم.
شب های پر شور ِ مستی را خودت می دانی که با چه امنیت بی نظیری و با چه دل شاد و شادمانی، رقصان و پایکوبان دست در دست یار و همراه دوستان، سکوت شب را می شکستیم و با سمفونی امواج ِ آبت ترانه می شدیم و آواز می خواندیم.
و اعتراف می کنم بیش از 37 سال است که هیچ ترانه وُ آوازی و یا رقص و دست افشانی از حنجره ام صدا و آوا نشد و پیکرم را تکانی نداد.
من تنها نیستم. همه ی آن دوستان و یاران و همپیمانان و همزبانان همین را می گویند و آن روزان و شبان ِ گذشته را آه می کشند.
می دانم، می دانم تنها شده ای
تنهای ِ تنها
می دانم فرزندانت را شادی کُشتند
و خنده را از لبانشان به سرقت بردند
شادی و شادمانی را به عزا و گریه تبدیل کردند
رقص و پایکوبی و دست افشانی را به ستم، شلاق زدند و خون در دل شادی سالاران جمع و از جسم و جان عاشقان جاری کردند.
می دانم دریای من
می دانم
برای همین دلم تنگ است وُ پر خون
دلم برای آن روز وُ شبان که در آغوش ِ هوای تو نسیم می نوشیدیم و تراوت دُرو می کردیم، تنگ است
دلم برای آوازت که شب ها ما را فرا می خواندی تا در آغوش تو در آب فرو رویم و خستگی را از تنمان بشوییم، تنگ است
دلم برای آسمانت که بی شمار ستاره داشت و ماه در چند قدمی ما بود و می توانستیم با نردبانی پله های شب را بالا برویم و نور و روشنایی بچینیم، تنگ است
دلم برای غروب های دهنه ات، آنجا که رودخانه ی عاشق ِ لنگرود در تو یکی می شد، تنگ است
دلم برای نوشیدن یک آبجو و نوشیدنی نشاط آور در عصر دل انگیز گوشه گوشه از ساحلت تنگ است
دلم برای عشق جوانی که دزدکی، یار را در ساحل خیسابت به قدر رفع تشنگی بو می کشیدم، تنگ است و خودت می دانی در دل شب چه غوغایی در دلمان داشتیم و چه آرزوهای نجیبی را در سر می پروراندیم
فکر نکن اینجایی که هستم دریا نیست
نه نه
اینجا هم دریا زیاد است و چه بسا بسیار زیبا و دلربا است
اما و باز اما وُ ولی
به یقین و با صراحت و جرات می گویم
که هیچ آبی
هیچ نسیمی
هیچ تراوتی
هیچ نشاط و شادی
هیچ ساحلی
هیچ آسمانی
هیچ هوایی
و حتا ستاره و ماهی
به قدر همه ی داشته های تو
اینجا دلم را نمی لرزاند
و مرا شیفته و عاشق نمی کند
و من شوراب گِل آلودت را که با امواج، تیره و تار می شود، بر هرچه آبی دریای اسپانیا و پرتغال و فرانسه و یونان ترجیح می دهم
زیرا
آبت
نسیمت
هوایت
بویت
ساحلت
مال من است
مال من و مثل من است
اما اینجا
سهمی ندارم
و اکسیژنی که نفس می کشم
مال من نیست
برای همین حس بدی دارم
و این حس زمانی بدتر می شود که به خود می آیم که از تو دورم
نه امروز
و نه دیروز وُ دیروزهای ِ دور
بلکه چند دهه از تو دورم
و اینجاست که سخت دلتنگت می شوم
آخر خودت می دانی که من سخت عاشقت بودم
عاشق شب هایت
عاشق آبت
عاشق ساحلت
نه فقط تو
بلکه لنگرودم
کوچه ام
محله ام
همشهری هایم
فرهنگم
لیلا کوهم
رودخانه ام
خشتی پُلم
جای جای باغات و جاده ها و روستاهایی که قدم زدم
ولی، ولی
زمانه با من سر ستیز داشت
و مرا که این همه عاشق لنگرود بودم
حتا عاشق تر از دیگران
مرا از آغوشت گرفت
تنهایم گذاشت
و تنهایت کرد
اینجاست که همیشه و هرگاه
سحرگاه بعد از خوابی چشمان بیدار می کنم، خودم را در طول جاده ای می بینم که به دریای چمخاله امتداد دارد
سرت سلامت دریای من
آسمان سرت مهتابی و پر ستاره باد
فرزند تو

احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )
- خشتی پل همان پل خشتی معروف و بازوی استوار شهر لنگرود است
- ساحل و دریای چمخاله را دریای لنگرود هم می گویند

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۸, یکشنبه

حق با پرزیدنت ترامپ است





Bild könnte enthalten: 1 Person, Anzug

حق با پرزیدنت ترامپ است

بی هیچ گفتگو اگر من هم در جایگاه پرزیدنت ترامپ بودم، در جشن سالیانه ی خبرنگاران در کاخ سپید و یا سالن اجتماعات مشابه شرکت نمی کردم.
زیرا در جمع یک مشت شارلاتان و دروغگو شرکت کردن، بیشتر بر مشروعیتشان می افزاید و از ارزش خود کم می کند.
البته باید حساب خبرنگاران و رسانه های شرافتمند را از خبرنگاران جیره خوار و شارلاتان رسانه ای چون بی بی سی جدا کرد.
زیرا رسانه هایی چون بی بی سی، وجدان نداشته ی کاری شان بر دروغ و دغل متمرکز شده و هدفمند بر علیه منافع و مصالح ملت ها، به نفع عقب مانده های تاریخی و آدمکشان حرفه ای دروغ می گویند.
عملی که امروز به اصطلاح نیروهای مخالف در طیف های توده ای و اکثریتی و اتحاد جمهوریخواهی و کمونیست ها و ملی و مذهبی ها و به اصطلاح اصلاح طلبان رنگارنگ مثل مهاجرانی و سروش و عبدالعلی بازرگان و گنجی و بهنود و و و آن را حلوا حلوا می کنند و تمام وقت گوش به اخبار جعل و دروغ و دغل بی بی سی دوخته اند و بعضن از این دستگاه شارلاتان پرور، جیره خواری می کنند.
حق با پرزیدنت ترامپ است
زیرا ایشان بخوبی با تمامی هستی و جان و جهانشان درک کرده اند که چگونه این بیماران دروغ گو، اذهان مردم را با دروغ آلوده می کنند.
زیرا خودم شاهد این دروغ های شاخدار رسانه ای چون بی بی سی در روزهای منتهی به غائله ی شوم بهمن ماه پنجاه و هفت در ایران هستم.
و شاهد هستم نیروهای چپ و راست و میانه در آن زمان چقدر راحت و بی هیچ عذاب وجدانی دروغ می گفتند و با خودزنی خود ملت شرافتمند ایران را با تاریخ و فرهنگ درخشانش، به روزه سیاه افکندند و امروزه با تمام هستی شان کاسه لیسی برای حکومت جنایتکار اسلامی ایران می کنند تا تکه استخوانی برایشان پرتاب کنند.
حق با پریزیدنت ترامپ است
زیرا افرادی در این عرصه جمع شده اند که هیچ شرف رسانه ای ندارند که هیچ حتا وجدان و ذره ای انسانیت هم ندارند
آنچه برایشان مهم است خود فروشی به ازای دریافت پول است
همین
حق با پریزیدنت ترامپ است
من هم اگر جای ایشان بودم، در چنین مراسمی شرکت نمی کردم و به اندازه یک عطسه بز برایشان ارزش قائل نمی شدم.
درود بر پریزیدنت ترامپ و شرفش

احمد پناهنده

بیست و ششم فوریه دوهزار و هفده