۱۳۹۶ اسفند ۹, چهارشنبه

پاسخ به یک تروریست ِ مُهمل باف





https://scontent-frt3-1.xx.fbcdn.net/v/t1.0-9/28277280_10155080100055689_1546441731116588141_n.jpg?oh=281cee2e77a03d2c8d614b17189aaf4d&oe=5B0958AE
پاسخ به یک تروریست ِ مُهمل باف

می گویند
یارو را به ده راه نمی دادند، سراغ خانه ی کدخدا را می گرفت
یا می نویسند
تو اول بگو با کیان زیستی
که تا من بگویم که تو کیستی
در خبرها خواندم که یک تروریست ِ اسلام ِ ناب محمدی از جنس مذهب خرافی ِ شیعه ی اثناعشری، تراواشات ِ ذهن بیمارش را تحت عنوان ِ نامه ی سرگشاده، خطاب به شاهزاده رضا پهلوی، افاضه کردند، و مُهملاتی را بافتند که فکر می کنم، نیازی به هیچ پاسخگویی ندارد.
زیرا این فرد تروریست و مجنون ِ خاتمی جنایتکار و ضد ایران و ایرانی، در حد و قامتی نیست که بخواهم قلم خودم را با مهملاتش بیالایم.
بنابراین، فقط برای روشن کردن ذهن های جوان ملت ایران، فقط لازم می بینم به چند نکته از نامه اش بپردازم و قضاوت را در این باره به وجدان های بیدار و خرد ِ هوشیار ِ ایرانی واگذارم.
این فرد تروریست و مجنون خاتمی ِ جنایتکار، در همان آغاز نامه اش، مثل همه ی جانیان اسلام سیاسی، مظلوم نمایی پیشه می کند و می گوید:
چهار و سال در نظام پادشاهی زندان بوده است
می پرسیم که چرا زندان رفته ای و یا چرا زندان بوده ای؟
حتمن پاسخ می دهد به دلایل سیاسی زندان بوده ام
می گویم این حرف و پاسخ، چرت و فرار از عملکرد تروریستی تان است
و چرا من و امثال من که از تو بزرگتر هم بودیم و فعالیت ورزشی و اجتماعی هم داشتیم، زندانی نشدیم؟
تازه تو می گویی هفده سالت بود که زندان رفته ای
پاسخ می دهیم، حتمن با گروه های ترویستی هئیت موتلفه، فدائیان اسلام و یا نه حزب ملل مسلمان و مجاهدین خلق تروریستی و ضد ایرانی، همبسته و پیوسته بودی
می گویی نه؟
می گوییم زندگی نامه ی سراسر جنایت و خیانت خودت را بخوان که نوشته است:
" و از سن پانزده سالگی در گروهی چریکی که خود تشکیل داده بودی، به فعالیت سیاسی و مخفی پرداختی. در سن هفده سالگی در جریان عملیات خلع سلاح یک پلیس، در حین فرار تیر می خوری و دستگیر می شوی."
خب تا اینجا معلوم می شود، تو با گروه های تروریستی همکاری می کردی و از طریق آنها به بازی گرفته شدی
بنابراین- تو- با حمله به پلیس ِ امنیت اجتماعی و خلع سلاح او،دستگیر شدی که باید هم دستگیر می شدی
وگرنه، سازمان امنیت بیکار نبود امثال تو را بی دلیل بگیرد و بعد به تو تفهیم اتهام کند، که مبادا با به خطر انداختن زندگی دیگران، زندگی خودت را به خطر بیاندازی که هیچ، امنیت جامعه را هم بر هم بزنی
تازه باید از سازمان امنیت و نظام پادشاهی گذشته، سپاسگزار باشی که تو را به موقع دستگیر کرد و زندگی را دوباره به تو برگرداند
وگرنه باید در یکی از خیابانها تهران، با کشتن پاسبان یا افسری دیگر، که حافظان امنیت اجتماعی بودند، جانت را تلف می کردی و امروز استخوانت هم پوکیده می شد
حتمن می گویی چرا سپاسگزار؟
پاسخ می دهیم، عجله نکن
حتمن دلیلی داریم
می دانیم که تو زهره مدیر شانه چی، اسمش را شنیدی
اگر هم نشنیدی، آدرس می دهیم تا او را بشناسی
زهره مدیر شانه چی، دختر ِ بازاری معروف و مجنون ِ بی چون چرای اسلام سیاسی از طایفه ی به اصطلاح ملی-مذهبی، محمد مدیر شانه چی در نظام گذشته است
روزی زهره را درحلقه ی به اصطلاح مطالعاتی ِ مرتبط با تروریست های چریکهای فدایی دستگیر می کنند تا اتهام دستگیری اش را به او تفهیم کنند
در همین فاصله، پدرش دست بسوی این مقام و آن مقام دراز می کند که دخترش بی گناه است
سازمان امنیت کشور به پدر زهره می گوید که او با گروه های تروریستی همکاری می کند
اما پدر زهره می گوید نه دخترم بی گناه است
سازمان امنیت برای درس عبرت دادن به پدر زهره، زهره را آزاد می کند
اما چند ماه بعد در اردیبهشت سال 55، در درگیری تروریستی شان با مقام های امنیتی در یک خانه ی تیمی در رشت، تحت رهبری ِ سر تروریست ِ خانه ی تیمی، بهروز ارمغانی، کشته می شود
آری
این نمونه را گفتم تا اگر وجدانی در تو مانده است، باید زانوی ادب در پیشگاه ملت ایران بر زمین بسایی و از گذشته ناشاد و جنایتکارانه و دروغ زنی ات، پوزش بخواهی
افاضه کردی که شکنجه شدی
پاسخ می دهیم
با استناد به گفته های اکثر تروریست های آن زمان، که ساواک با دستگیریشان، زندگی دوباره را به آنها هدیه داد، این شکنجه شدن تو هم از نوع دروغپردازی ِ اسلام ِ ناب محمدی است
زیرا ساواک نیازی نداشت که تویی که بچه بودی، را شکنجه کند
اما می شود پذیرفت که تو بعد از خلع سلاح ِ پلیس ِ امنیت اجتماعی، در حین فرار، تیری به پایت شلیک شده است و بعد از دستگیری، چند سیلی هم خوردی
نوش جانت و حقت هم بود
و سازمان امنیت هم باید مثل همه ی سازمان های امنیت دنیا، با شدت عمل با تو و مثل تو جنایتکاران و آدم کشان برخورد می کرد و فورن، قرار بعدی تروریستی تان را که می توانست، جان بی گناه و یا بی گناهان دیگر را بگیرد، خنثی کند
در واقع می خواهیم بگوییم، دیگر این دروغپردازی ها و مظلوم نمایی ها، هیچ رنگ و بویی ندارد
افاضه کرده ای که با انتقام مخالفی
به باور ما، شناختی که از اسلام سیاسی جنایتکار و کمونیست های بیگانه پرست، داریم، انتقام جز سرشت و ذاتشان است
می گویید نه؟
می گوییم کشور یا سازمان و حزبی از اسلام سیاسی و احزاب و سازمان های کمونیستی را نشان بدهید که وقتی به مرتبه یا مقام ِ رئیس آفتابه شدن رسیدند، قتل عام از مردمان بی گناه و رقبای سیاسی شان نکرده باشند
و اصلن نیازی هم نیست، اندیشه ی نداشته ات را به دوردست های تاریخ به سفر ببری
فقط به یاد آور که در همان اواخر بهمن شوم 57، جنایتکارانی از طیف و قماش تو، تحت نام اسلام سیاسی، چه خون های پاکی از وطندوستان و ایرانخواهان، نریختند
شرم هم چیز بدی نیست
تو که امروز نه به داری و نه به بار
افاضه ات را با تهدید، زوزه می کشی که اگر
شاهزاده رضا پهلوی، شاه بشود، تو می شوی محسن تروریست
خب حالا فهمیدی، بی مالیات حرف می زنی؟
فهمیدی که انتقام در ذات جنایتکارانی از طیف تو و همه ی کمونیست هایی که به قدرت می رسند و یا تحت قدرت هستند، هست؟
یادت باشد تو همراه جنایتکارانی چون تاج زاده، بهزاد نبوی و و و، سازمان مجاهدین خلق ترروریستی ِ انقلاب اسلامی را تشکیل دادید و جنایت ها و خیانت های اندازه ناگرفتنی به ملت ایران و ایران کردید و روا داشتید
بنابراین بهتر است، قد و قامت و وزن خودت را خوب بشناسی
نه اینکه به حمایت از بی بی سی، اینجا و آنجا، لیچار ببافی و از شاهزاده رضا پهلوی بخواهی که:
"اكنون مى خواهم شما را به يك بحث ملى دعوت كنم."
اولن تو در حد و قامتی نیستی که بخواهی چنین درخواستی از شاهزاده رضا پهلوی بکنی
دومن، به باور من و امثال من، شاهزاده رضا پهلوی هیچگاه و در هیچ زمان، با یک تروریست گفتگو نکرده است و نمی کند
سومن، تو باید اول بگویی که با کیان زیستی تا حرف از مقوله ی ِ ملی بزنی
زیزا نیک می دانیم که هر کسی که به اسلام سیاسی و عقاید کمونیستی باور دارد، نمی تواند، ملی باشد، چه رسد، دیگران به بحث ملی دعوت کند
بنابراین بهتر است اول، حسن نیت خودت را در رفتار و کردار و گفتار، نشان بدهی که به ملی گرایی و ایرانگرایی و وطندوستی باور داری و از عملکرد ناشاد تروریستی خودت در پیشگاه ملت ایران پوزش خواستی
تازه آنوقت می توانی پشت سر همه ی وطندوستان و ایرانگرایان و ملی، قرار بگیری
البته بی و چون چرا
وگرنه از ملت ایران پس گردنی می خوری
زیرا جای شما در این حالت فقط در ته صف است و همین
پس بهتر است نابخردانه و نفهمیده از مقوله ملی سخن نگویی که این سخن نسنجیده و فهم نکرده، بیشتر ملت ایران را می خنداند
و اما در مورد ژن ِ پادشاهی موروثی
هیچ نیازی نیست که به تاریخ قبل از حمله و هجوم داعش وار اسلام به ایران اشاره کنیم
اما می توانیم با استناد به تاریخ، از مشروطه به این سو
رضا شاه بزرگ را ببینیم که با رشادت و لیاقت و درایت و حس وطندوستی و توانایی های فردی، از سربازی به سردار سپهی و از سردار سپهی به وزارت و از وزارت به صدارت و از صدارت به شاهی، طبق قانون اساسی و با موافقت اکثریت رجال و نخبه ها و نمایندگان ملت ایران رسیده است.
بنابراین نه ژنی در کار بوده است که ایشان، بعد از پدرشان عباسعلی خان، شاه شود
و نه پدرشان شاه بوده است
بنابراین، رضا شاه فقط با رشادت و لیاقت و درایت و حس ایراندوستی، تمامی مراحل را تا پادشاه شدن، با اقتدار طی کرد
بعد از شانزده سال پادشاهی ِ رضا شاه بزرگ، کشور ایران با اینکه در جنگ دوم جهانی اعلام بی طرفی کرده بود، از شمال و جنوب، مورد حمله کمونیست های شوروی و انگلیسیان بی بی سی ساز، قرار گرفت
در آن شرایط بحرانی که از هر طرف، منجنیق فتنه بر سر ایران و ایرانی می بارید، کسی مدبر تر و ایراندوست تر از پسر رضا شاه بزرگ نبود، که سکان کشتی شکسته ی ایران را بعد از جنگ، بدست بگیرد و ایرانیان را به ساحل نجات برساند
و چنین بود که فروغی بزرگ، با درایت و کاردانی اش در مقام نخست وزیر ِ رضا شاه بزرگ، از مقام پادشاهی خاندان پهلوی دفاع کرد تا ادامه ی کار ِ نو سازی ایران از جانب پدر بر دوش پسر با تدبیرش بیافتد
و می دانیم محمد رضا شاه ایرانساز، با همه توانش از این مهم بر آمد و ایران عقب مانده را به مدارجی رسانید که مورد رشک همه ی کشورهای بزرگ جهان شده بود.
بطوریکه در قاره ی کهن ِ آسیا، ایران بعد از ژاپن مقام دوم را در امر پیشترفت و رفاه، در همه سو را داشت
بنابراین می بینی، پادشاه شدن رضا شاه بزرگ و فرزندش محمد رضا شاه ایرانساز، ربطی به ژن نداشت و ندارد
بلکه با یک اجماع بزرگان و وطندوستان، و همچنین لیاقت و صداقتشان، این خلا ِ قدرت و فروپاسی ایران حل شد
اما همه ی این سازندگی ها و پیشرفت های غرور آفرین ایران، در زمان محمد رضا شاه، امثال تو و سایر تروریست های اسلامی و کمونیستی و روشنفکران حامی تروریست ها و بیگانه پرستان را خوش نیامد و مثل تو، سلاح مرگ به دست گرفتند و با از بین بردن امنیت اجتماعی و کشتن پاسبان و ژاندارم و افسر و کارخانه دار و و و، خمینی ضد ایران و ایرانی را بر دوش خودتان سوار کردید تا جنایت و خیانتی، به اندازه ی طول و عرض تاریخ را، در کنار شما جنایتکاران تروریست، بر سر ایرانی و ایران ببارد و خون های بی گناه وطندوستان را در جای جای ایران بریزد
خب تا اینجا- چهل سال- همفکران جنایتکار و خیانتکار تو، با کشتار آزادیخواهان و ایرانیان و بویژه زنان و اقلیت های مذهبی، ایران را به لبه پرتگاه فروپاشی کشاندند
و شما هم در این چهل سال، همیشه و هماره، از بام تا شام
نماز روزانه تان، فقط فحش و تخریب خاندان ایرانساز پهلوی بوده است
و امر هم به خودتان مشتبه شده بود که، پادشاهی به زباله دادن تاریخ سپرده شده است
ولی همینکه شعار ملت به پاخاسته ی ایران را در دی ماه شنیدید که می گفتند و می سرودند:
رضا شاه روحت شاد
ای شاه ایران برگرد به ایران
ایران که شاه ندارد، حساب کتاب ندارد
ولیعهد ولیعهد کجایی، کنار ما بیایی
گویی آب در لانه ی مورچگان افتاده است و سراسیمه برای حفظ همین حکومت اسلامی جنایتکار، چند نفر معلوم الحال، جمع شدید و گروه رفراندم تشکیل دادید تا بیشتر برای همین حکومت جانی ِ اسلامی وقت بخرید و به خیزش مردمی ملت ایران لگام بزنید
اما وقتیکه دیدید، ملت ایران، تره ای برای شما خرد نکردند، دست به دامن شاهزاده رضا پهلوی شدید که با مشروعیت تاریحی و شخصی و سیاسی خودش، به شما مشروعیت بدهد
زهی بی شرمی
تازه خام خیالانه و سبگسرانه و بیمارگونه و نابخردانه، برای شاهزاده رضا پهلوی، پیش شرط می گذارید که:
" اگر می خواهید، کنار هم باشیم، دست از پادشاهی بردارید."
به این مُهمل باف ِ تروریست باید پاسخ داد
اولن بهتر است از جانب خودش و بنمایندگی از خودش، سخن بگوید و درخواست کند
دومن، اگر به آزادی و آرای دموکراتیک ملت ایران، باور داریم، نباید پیشاپیش برای ملت ایران تصمیم بگیریم و آنها را چون امت نادان به حساب بیاوریم و حق انتخاب کردن را از آنها سلب کنیم
تازه، شاهزاده رضا پهلوی، هیچگاه ادعا نکرده است که فردا می خواهد شاده بشود و یا رئیس جمهور
بلکه همیشه و هماره فرموده اند که:
مسئولیت من امروز و در این شرایط بحرانی و فروپاشی، فقط اتحاد نمایندگان آحاد ملت ایران، برای سرنگونی اسلام سیاسی جنایتکار در ایران است
از آن پس را، نمایندگان ملت ایران در یک انتخابات آزاد، در مجلس موسسان، قانونی اساسی می نویسند و بعد قانون اساسی و شکل ِنوع نظام را به همه پرسی می گذارند
بنابراین این حرکت دموکراتیک، به ژن هیچ ربطی ندارد
من به عنوان یک شهروند ایرانی، از این مهمل باف تروریست می خواهم که در فردای سرنگونی حکومت اسلام سیاسی، خودش را هم کاندید ریاست جمهوری کند و هم کاندید پادشاهی
ببینم کسی برایش تره خرد می کند که امروز امر به او مشتبه شده است که خودش را مضحکه ی تاریخ می کند؟
از افغانستان و ظاهر شاه، افاضه کردید که آری
مردم افغانستان، فریاد می زدند که ظاهر شاه، تو را نمی خواهیم
در پاسخ به این بیمار و مجنون خاتمی جنایتکار باید گفت که:
اولن، ایران، افغانستان نیست و حداقل می شود گفت، افغانستان، زمانی جزیی از ایران بزرگ بوده است
دومن، پادشاهی جز تاریخ و فرهنگ ایرانی است که حداقل از آغاز شاهنشاهی کورش بزرگ، بیش از دو هزار و پانصد سال، تا 22 بهمن ماه سال 57 خورشیدی ادامه داشته است
و به باور من بهترین و حتا می شود گفت، تنها نظام ایرانی است که می تواند، همه ی اقوام رنگارنگ را با زبان ها و فرهنگ ها و خرده زبان و خرده فرهنگ ها، متحد نگه دارد
بطوریکه همین اقوام تشکیل دهنده ایران ِ فعلی از دو هزاز و پانصد سال پیش تا کنون، تحت نظام پادشاهی، با کمترین مشکلی کنار هم در شادی ها و غم ها و پیروزی ها و شکست ها، شریک بودند و به عنوان یک تن واحد، از خویشتن ِ ایرانی ِ خودشان در مقابل بیگانگان و راهزنان، دفاع و حفاظت کردند
به معنی دیگر
نظام پادشاهی و پادشاه داشتن ایران، در خون مردم رفته و عجین شده است. از این جهت است که وقتی نظام پادشاهی، با خودزنی روشنفکران تاریک اندیش، همراه با دسیسه های خارجی، سقوط کرد، تا امروز ایران و ایرانی نتوانست، رنگ آسایش و امنیت را ببیند که هیچ، حتا جهان، چهل سال است که دچار و گرفتار تروریسم اسلامی شده است و امنیت از شهروندان جهان رخت بر بسته است
از طرف دیگر، به باور من، کشورهای پادشاهی موجود در جهان، برای متحد نگه داشتن ِ ملت ها و اقوام خود، با الگو برداری از ایران ِ پادشاهی، با سیستم پادشاهی اداره می شوند و هرگونه خلل در این نظام ها، یعنی فروپاشی همان کشور را در بردارد
از این جهت است که نسل جوان امروز، بامطالعه تاریخی، تف را بر سر و روی همه ی کسانی پرتاب کردند، که نظام پادشاهی را دشمن هستند
بنابراین باید به مهمل باف تروریست در این باره پاسخ داد
اندکی مطالعه تاریخی که ضرر ندارد که هیچ، بلکه سودمند هم هست
 زیرا این مطالعه، حداقل این حسن را دارد که تا امثال تو مثل عابرین پیاده ی تاریخ، در داوری خود از نظام پادشاهی مهمل نبافند
افاضه کرده ای که طرفداران پادشاهی، بروند حزب سلطنت درست کنند
عجبا
که هنوز نفهمیده ای، پادشاهی و نظام پادشاهی
حزب و سازمان و گروه و انجمن نمی شناسد بلکه آنچه هست
پادشاهی، فقط و فقط، نماد یکپارچگی و وحدت زبانی و فرهنگی همه ی اقوام، در جای جای ایران و چشم و وجدان بیدار و نگهبان ملت ایران است
و برای یک پادشاهی خواه و پادشاه، همه ی ایرانیان با هر مرام و عقیده و دین و مذهب و و و، برابرهستند و نظام پادشاهی و شخص پادشاه و یا ملکه، همه را چون فزندان خود، یکسان، نگاه می کند
و منافع همگانی را پاسداری می نماید نه مثل حزب و یا سازمانی که فقط، به منافع گروهی و حزبی اش توجه دارد
بنابراین بهتر است اندکی در این زمینه مطالعه کنی و پابرهنه وارد میدان یا عرصه ای نشوی که از نظر آگاهی، بیق و شیرتوت هستی
افاضه کرده ای
"كدام رضا؟ پهلوى يا پسر شاه؟"
پاسخ می دهیم
رضا پهلوی
و چون پدر و پدر بزرگشان، پادشاه ایران بوده اند، تاریخ و ملت ایران، در ادبیات گفتاری به ایشان شاهزاده رضا پهلوی می گویند
شیر فهم شدی؟
فکر کنم دیگر نیازی نباشد به اباطیل و مهملات این تروریست پاسخ گفت
باشد که این نوشته، بتواند ادای دینی باشد، به ملت ایران و خاندان ایرانساز پهلوی و امروز در راسش، شاهزاده رضا پهلوی
و همچنین باشد که با خواندن این نوشته ی ِ دلسورانه و وطندوستانه، از گذشته ی ناشاد خود درس عبرت بگیریم و اگر هم در وجدان خود، تکانی خوردیم، بی هیچ توقعی، بی آنکه از ملت ایران پس گردنی بخوریم، مثل بچه آدم برویم ته صف مبارزات ملت ایران و مهمل هم نبافیم
چنین باد
بیق یعنی نفهم نا آگاه
شیرتوت یعنی بیرون بودن از مدار آگاهی و فهم
احمد پناهنده
28 فوریه 2018

۱۳۹۶ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

رفراندم در کدام شرایط؟




Bild könnte enthalten: im Freien und Text
رفراندم در کدام شرایط؟

باز عده ای که تاکنون نشان داده اند، هیچ حسن نیتی برای ایران و ایرانی ندارند، بیانه ای صادر کرده اند که بعله
بیاییم تحت نظارت بین المللی در این حکومت، رفرندارم برگزار کنیم که مثلن بگوییم که این حکومت را نمی خواهیم
چنین خواستی آن هم از حکومت اسلامی آخوندهای ضد بشر و ضد ایران و ایرانی اولن نشدنی است
دومن باید این افراد روشن کنند، با چه میکانیزم یا دلیلی باید در این حکومت تحت شرایط بین المللی رفرندارم برگزار کنند؟
پاسخ می دهند:
«مجموعه تجربیات ۴۰ ساله حاکی از اصلاح‌ناپذیری نظام جمهوری اسلامی ایران است، چرا که نظام با پناه گرفتن در پشت مفاهیم الهی، استفاده ابزاری از دین، پیشه کردن دروغ و تزویر و عدم‌شفافیت، به هیچ گرفتن افکار عمومی، پشت پا زدن به حکومت قانون و موازین حقوق بشر، نقض نهادینه آزادی و حقوق ملت، ناتوانی مفرط از حل بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و انسداد کلیه طرق نظارت قانونی و اصلاح مسالمت‌آمیزِ امور، به مانع اصلی پیشرفت و رهایی ملت ایران تبدیل شده‌است».
پاسخ می دهیم که:
اگر قرار باشذ در همین حکومت اسلامی و تحت نظارت بین المللی، رفرندام برگزار شود، معنی اش این است که:
حکومت اسلامی به هردلیلی، پذیرفته است که تن به این رفرندام بدهد
اگر چنین است
پس این این ادعا شما که حکومت اسلامی اصلاح پذیر نیست، محلی از اعراب ندارد
چون وقتی که بپذیرید، تحت شرایط بین المللی به یک رفرندام که بود و نبودش را به قمار می گذارد، تن دهد
یعنی خودش را اصلاح کرده است
پس درد و این چس ناله هایتان برای چی است؟
اینجاست که دم خروس شما و همه ی شماها که دل در گروه بقای ِ همین حکومت اسلامی دارید، بیرون می آید
آری من هم می پذیرم که شماها این جناح از حکومت گران را که قدرت اصلی در دستشان هست، نمی خواهید ولی تا کنون نشان داده اید پشت جناح دیگر ِ همین حکومت، همیشه دولا و راست شده اید و می شوید و آن هم به اصطلاح اصلاح طلبان است که به باور من آن روی ِ سکه ی همین حکومت اسلامی ضد ایران و ایرانی هستند.
تا اینجا با این منطق و نگاه معلوم می شود، حرف و خواسته و نیت شما کشک است و در این خواسته و ایده هیچ حسن نیتی ندارید کما اینکه تا کنون هم هیچ حسن نیتی برای سربلندی ایران و ایرانی نداشتید.
گواه این نگاه و سخنم، کارنامه ی سیاسی همه ی شماها در این حکومت اسلامی ضد انسانی است.
بنابراین نتیجه می گیریم که مطرح کردن پروژه رفرندام در این شرایط، فقط و فقط، وقت خریدن برای همین حکومت اسلامی ضد ایرانی و همچنین به انحراف کشاندن طغیان اعتراضات ملت ایران علیه تمامیت حکومت اسلامی است.
یعنی می خواهید با مطرح کردن این شعار زودرس، خیزش سراسری ملت ایران را لگام بزنید تا این حکومت چند سالی دیگر، به جنایت و خیانت علیه ملت ایران و ایران و حتا جهان ادامه دهد.
و این در حالی است که ملت ایران، از دی ماه گذشته تا کنون، از شام تا بام فریاد می زنند
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر روحانی
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر بسیجی
مرگ بر دیکتاتور
اصلاح طلب اصوگرا دیگر تمومه ماجرا
رضا شاه روحت شاد
ای شاه ایران، برگرد به ایران
ملت که شاه ندارد، حساب و کتاب ندارد
ولیعهد ولیعهد کجایی
کنار ما بیایی
درود بر محمد رضا شاه پهلوی
با این شعارها که امروز، ملت ایران در جای جای وطن، سر می دهند و هزینه اش را هم پرداخت می کنند، آیا جایی برای برگزاری رفراندم در این حکومت اسلامی ضد ایرانی، باقی می ماند؟
چرا آدرس عوضی می دهید؟
تا کی می خواهید بعنوان چوب زیر بغل ِ همین حکومت جانیان اسلامی باشید؟
اندکی شرم هم چیز بدی نیست
و اما در کدام شرایط، باید رفرندام برگزار کرد؟
این حکومت تا کنون نشان داده است به هیچ معیار اخلاقی، انسانی، قانونی، بشری و بین المللی پایبند نیست و حتا قوانین نوشته خودش را زیر پا می گذارد
بنابراین اول باید، این حکومت جانیان اسلامی را در تمامیتش، سرنگون کرد
کاری که ملت ایران از دی ماه شروع کردند تا از تمامیت این حکومت ضد ایرانی عبور کنند.
وقتی این حکومت به درک واصل شد، آنوقت می توان، مجلس موسسانی تشکیل داد و نمایندگان واقعی ملت ایران در یک انتخابات آزاد با شرایط مساوی، در این مجلس، قانون اساسی نوشته شده را تصویب کنند و این قانون اساسی و شکل نظام را به رفراندم یا همه پرسی بگذارند.
یعنی هم قانون اساسی جدید از طریق ملت ایران، مشروعیت پیدا می کند و هم به نوع نظام دلخواهشان رای می دهند.
به این می گویند رفراندم
یعنی در یک شرایط آزاد و رها و منهای حکومت اسلامی ضد ایرانی
نه این رفراندمی که شما می خواهید، در چهارچوب همین حکومت ضد ایرانی برگزار کنید که البته از محالات است که هیچ بلکه فقط می تواند وقت بیشتری برای بقای همین حکومت تولید کند و خیزش ملت ایران را کند و یا به انحراف بکشاند

احمد پناهنده
13 فوریه 2018

۱۳۹۶ بهمن ۲۱, شنبه

دفاع از خود ِ خویشتن، خشنونت طلبی و خشنونت پروری نیست








Bild könnte enthalten: eine oder mehrere Personen und Schuhe
دفاع از خود ِ خویشتن، خشنونت طلبی و خشنونت پروری نیست

فرق است میان یک عمل خشونت گرایی کور و ضد انسانی با یک عمل ِ دفاع از خود در مقابل خشنوت گرایان
یک انسان مدرن که امروز در چهارچوب ِ یک نافرمانی مدنی علیه حکومت توحش و ضد ایرانی و ایران، به خیابان آمده است و صدای اعتراض خودش را متمدنانه فریاد می زند، خشنونت طلب نیست
بلکه با این عمل انسانی اش، علیه خشونت و خشونت گرایی در همه ی عرصه ها قیام کرده است
اما اگر همین انسان مدرن، در چهارچوب یک مبارزه ی نافرمانی مدنی، بدور از خشونت، مورد حمله و هجوم سگان هار و کرکسان خون آشام قرار بگیرد، حق انسانی و طبیعی او است که از خود به هرشکلی که صلاح می داند، دفاع کند
حتا اگر در این دفاع از خود و کرامت انسانی و سرمایه زندگی اش، دست به سلاح ِ سرد و گرم ببرد
زیرا دفاع از خود است
و این دفاع از خود در هیچ یک از قوانین کیفری دنیای مدرن، مذموم نیست که هیچ حتا قانون از آن حمایت می کند
آنانیکه امروز به عنوان ِ چوب زیر بغل همین حکومت ِ سگان هار بر ایران و ایرانی، دفاع از خود را در چهارچوب نافرمانی مدنی، خشونت تعریف می کنند، بدانید هیچ حسن نیتی ندارند و می خواهند، خشونت برهنه ی حکومت اسلامیون ضد ایران و ایرانی را، مقبول جلوه دهند و به سرکوب عریان ایرانیان به پاخواسته، مشروعیت ببخشند
دفاع از خود نه مبارزه قهر آمیز تروریستی مثل چریک های فراری از مردم است و نه مثل عمل تروریستی ِ آدم کشان ِ مجاهدین خلق ِ ضد انسان و ضد ایران
دفاع از خود، حق مشروع یک انسان مدرن برای کرامت انسانی و سرمایه زندگی اش است
بنابراین با این توضیح کوتاه، معتقد هستم از فردا و فرداها، هرکسی حق دارد در چهارچوب یک مبارزه ی مدنی در برابر خشونت عریان سگان هار حکومت اسلامی ضد ایران و ضد ایرانی، با هر وسیله ی ممکن از خود دفاع کنند حتا اگر در این دفاع از خود، دست به سلاح سرد و یا گرم ببرند
باشد که این مطلب کوتاه بعد از مصاحبه ی ارزنده ی شاهزاده رضا پهلوی با آقای قایم مقامی، سرمشق همه ی مبارزان ِ راه ِ آزاد سازی ایران و ایرانی، در چهارچوب مبارزه ی نافرمانی مدنی، از ایلغار آخوندی و اسلامی، قرار گیرد
چنین باد
احمد پناهنده
10 فوریه 2018

۱۳۹۶ بهمن ۱۱, چهارشنبه

چی شد شیخ حسن؟




Bild könnte enthalten: 1 Person, Bart
چی شد شیخ حسن؟

از چه هراسیدی که اینچنین پابرهنه به نمایندگی از تمامی شیوخ ضد ایران و ایرانی، به میدان آمدی و ابله هانه افاضه کردی که:
" محال است نظام پادشاهی به ایران برگردد"
ما گفتیم و نوشتیم که شیخ حسن ابله است. اما دیگر نمی دانستیم که او می تواند تا این حد، احمق هم باشد.
مثل اینکه به گوشت نرسیده است که مردم، در مشهد، جلوی مسجد گوهرشاد به پاس خدمات اندازه ناگرفتنی ِ رضا شاه بزرگ فریاد زدند که:
رضا شاه روحت شاد
یا در قم شعار دادند:
ای شاه ایران برگرد به ایران
محمد رضا شاه روحت شاد
و در جای جای ایران ترانه خواندند که:
ولیعهد ولیعهد کجایی
کنار ما بیایی
مگر ندیدی زنان سالار ایران برای شادی روح و نام رضا شاه بزرگ در جای جای ایران، لچک کنیز ساز اسلامی را از سر بر می دارند و به ریش ایل و تبار شما آخوندهای ضد ایرانی تف می کنند؟
حالا فهمیدی، ملت ایران، پادشاهی را فریاد می کنند؟
فهمیدی که پادشاهی در خون و رگ ملت ایران جاری است؟
فهمید تاریخ ایران، با پادشاهی گره خورده و سنجاق شده است؟
هرچند به گفته ی شاهزاده رضا پهلوی، امروز مشکل ما ایرانیان، پادشاهی یا جمهوری نیست
بلکه مشکل اساسی همه ایرانیان، به زیر کشیدن اسلام سیاسی و همه ی شما که با جنایت و خیانت به ملت ایران و ایران به قدرت چسبیده هستید.
در فردای رها شدن ایران و ایرانی از ستم و جنایت و خیانت اسلام سیاسی و همه ی شما جنایتکاران و خیانتکاران است که در یک رفرناندم، نوع نظام را ملت ایران تعیین می کنند.
پس توصیه می کنم از همین حالا، دنبال دخمه ای بگردید و خودتان را گم کنید تا شاید در همان دخمه بمیرید.
چون فردا خیلی دیر است

احمد پناهنده
یکم ماه فوریه دو هزار و هیجده

۱۳۹۶ بهمن ۱۰, سه‌شنبه

رضا شاه روحت شاد





Bild könnte enthalten: 6 Personen, Personen, die stehen
رضا شاه روحت شاد

اگر دیروز، شما با حرکتی غرورآفرین، نیمی از ایرانیان را از بند چادر و چاقچور رها ساختید و به زن و ارجمندی اش، احترام گذاشتید
فرزندان همین زنان ایران در کنار مردان، در زمان تاجداری پسر ایرانسازتان، با اینکه به حقوق ارجمندشان که همانا آزادی انتخاب شدن و انتخاب کردن، دست یافته بودند،در یک تندپیچ ِ شوم تاریخی، بر داشته هایشان پشت کردند و بر نداشته هایی ارتحاعی و کنیز ساز، از هم سبقت گرفتند که عاقبت در یک خودزنی شرم آور خودکشی کردند.
امروز اما، زنان سالار میهن ایران، که در همین حکومت ایرانی کش ِ اسلامی قد کشیدند، بر راه مادران و پدرانشان تف کردند و به راهی که شما، پرچمدار تاریخی اش بودید و هستید و این راه را برایشان دروازه گشوده بودید، قدمی در خور شخصیت زن ایرانی گذاشتند، لچک از سر برداشتند و در جای جای ایران، کشف حجاب می کنند.
و چه شکوهمند است، که دیروز، همین زنان در کنار مردان
در مقابل مسجد گوهرشاد، همانجایی که شما با قدرت، پدران همین آخوندهای ضد ایرانی و ضد زن و ضد کرامت انسانی شان را گوش پیچاندید که هر یک به دخمه ای خزیدند و خود را پنهان کردند، فریاد می زدند که:
رضا شاه روحت شاد
امروز اما این زنان سالار ایران، می روند برای همیشه چادر و چاقچور و لچک را از سر بردارند و زنجیر از پای در آورند و با شخصیتی در خور زنان نیاکان ایرانی مان کرامت تاریخی زن ایرانی را بر بام ِ بالابلند ایران و جهان، پرچم برافرازند و نام شما را بر تارک تاریخ ایران، پر افتخار ترانه بخوانند.
روحت شاد رضا شاه

احمد پناهنده
31 ژانویه 2018

۱۳۹۶ بهمن ۳, سه‌شنبه

ترفند ِ سوریه ای شدن، فقط برای ترساندن مردم است




Bild könnte enthalten: eine oder mehrere Personen, Menschenmasse und im Freien

ترفند ِ سوریه ای شدن، فقط برای ترساندن مردم است

این روزها، همه ی عمله ها و اکره های حکومت اسلامی چه در طایفه ی به اصطلاح اصلاح طلبان و چه در قیبله ی چپ در همه شکلش، برای ترساندن مردم از اینکه بخواهند، حکومت اسلامی را در تمامیتش سرنگون کنند، کشور به سمت سوریه ای شدن پیش می رود، از ملت ایران می خواهند، برای بقای همین حکومت ِ ضد ایرانی ِ اسلامی، به جناحی از همین حکومت ایرانی کش ِ اسلامی دخیل ببندند.
بی هیچ گفتگو و اما و اگری، هرکس و یا هرجریان و سازمان و حزب و فردی، چنین ترفندی را برای ترساندن مردم بکار ببرد و یا اینجا و آنجا، آن را افاضه کند، دانسته و یا نادانسته خواهان بقای همین حکومت ستمگر اسلامی در ایران است.
زیرا
ملت ایران با این تاریخ و فرهنگ گوهر آفرین خود، که سرآمد ِ ملت های جهان است و بویژه به دلیل ناسیونالیسم قوی در ایران، نه اجازه تجزیه گوشه هایی از ایران را به کسی می دهد و نه اجازه می دهد همین حکومت ِ ضد ایرانی اسلامیون، کشور ایران را به سمت سوریه ای شدن، سوق دهند.
از طرف دیگر
ملت ایران امروز، هماهنگ کننده ای چون شاهزاده رضا پهلوی دارد که مردم در خیزش عمومی خودشان، بارها نام ایشان را فریاد زدند که:
ولیعهد ولیعهد کجایی
کنار ما بیایی
یا رضا رضا پهلوی
این شخصیت بی بدیل و بی همتا که امروز، سرمایه تاریخی و وجدان بیدار ِ ملت ایران است، هم مقبول کشورهای آزاد جهان است و هم ملت ایران در اکثریتشان، ایشان را تنها راه نجات خود از بختک ِ حکومت ضد انسانی ِ اسلامی در ایران می شناسند.
بنابراین با این مقدمه باید گفت که:
در یک کلام، وحشت و هراس حکومت و همه عمله و اکره هایش در داخل همین حکومت اسلامی و بیرون از آن در طیف و قبیله چب، سرنگونی حکومت اسلامی در تمامیتش است.
و زوزه کشیدن ِ سوریه ای شدن ایران، ترفندی است برای ترساندن مردم
و جای بسی خوشحالی است که امروز شنیده و دیده می شود که ملت ایران در کمپین ِ " من براندازم" سازماندهی می شوند و می روند در همین بهمن ماه، تکلیف خودشان را تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی، با حکومت ضد ایرانی ِ اسلامی یک سره کنند.

احمد پناهنده
23 ژانویه 2018

۱۳۹۶ دی ۱۹, سه‌شنبه

یعنی اینقدر بی شرف و بی وجدانی، آقای پائولوکوئیلو؟





Bild könnte enthalten: 6 Personen, Personen, die stehen, Nacht und Anzug

یعنی اینقدر بی شرف و بی وجدانی، آقای پائولوکوئیلو؟

می دانم که از ادب بویی نبردی
اما با این سن و سال، باید کمی شعور کسب کرده باشی که بی مالیات و مثل یک عابر پیاده از شکم حرف نزنی بلکه از فهم و شعور ذهنی تان بهره بگیرید که حتمن هم آن را ندارید.
با خود می گویم
یعنی یک قالیچه و چند صد دلار پول، اینقدر ارزش دارد که آدم باید شرف و وجدان خودش را به حراج بگذارد و مجیزگوی کسانی شود که در بی رحمی و ضد انسان بودن، گوی سبقت را از همه ی آدمخواران و جنایتکاران تاریخ بشریت، ربوده اند؟
یعنی اینقدر بی شرف و بی وجدانی، آقای پائولو کوئیلو؟
آخر تو را چی به ابراز نظر سیاسی در مورد شخصیت ها، آنهم در مورد ایران
تو اصلن چه میزان آشنایی و یا آگاهی از ایران و ملت ایران و تاریخ ایران داری؟
اینکه یکبار به ایران سفر کرده باشی به خاطر گرفتن یک قالیچه یا چند هزار دلار از خون و چرک مردم ستمدیده ی ایران، دلیل نمی شود که پابرهنه وارد عرصه ای بشوی که صلاحیت و شعورش را نداری که هیچ حتا از ادب بدوری؟
نکند دوباره در این شرایط ِ قحط الرجال در حکومت اسلامی ِ ضد ایرانی، باز با یک قالیچه و چند صد دلار سبیلت را چرب کردند تا مثل خری نفهم، عرعر بکنی که:
"خفه ‌شو! ساواک مرده است، و اگر تو به دنبال یک کودتای دیگر باشی، مانند کودتایی که سازمان سیا در سال ۱۹۵۳ سازماندهی کرد، مردم ایران برای حمایت از کشورشان بر می‌خیزند."
یعنی خیزش سراسری ملت ستمدیده ایران، اینقدر آزارت داده است که خوابت به هم بزند و در برزیل، آفتابه های مستراح آخوندهای اسلامی ِ ضد ایران و ایرانی را ردیف کنی؟
ای تف بر تو و آن کتابی که نوشتی که از شعور و ادب، مایه ای نداری
تو می فهمی که وقتی در این شرایط که سراسر ایران، ملت ایران، نام شاهزاده رضا پهلوی را ترانه و آواز می خوانند، توهین می کنی، یعنی به ملت ایران توهین کردی؟
می دانم این پرسش برای تو سخت است
چون نه شعوری داری و نه از ادب بویی بردی تا بغهمی توهین کردن یعنی چه
تو چکاره هستی که به شاهزاده رضا پهلوی می گویی، خفه شود؟
یعنی یک قالیچه و چند صد دلار پول باید تو را به این درجه از حضیض برساند که هذیان بگویی؟
نکند تو هم در روضه ی آخوندها جو گیری شدی و در مصیبت کربلا بر سر زدی و گریبان پاره کردی و اشک بیرون ریختی
راستش را بگو
وگرنه سندش را برای مردم فاش می کنم
حال که دروغ می گویی پس این هم سند گریه ی تو در روضه ی آخوندی
"کوئیلو روز پنج شنبه که مصادف با اربعین حسینی بود، ساعت ۱۱:۰۰ بامداد از هتل هما حرکت کرد و به بازدید از مراکز مذهبی و آیین‌های مذهبی ایران پرداخت. وی نخست به حرم حضرت عبدالعظیم رفت و به همراه همسرش به زیارت پرداخت و ادای احترام کرد… وی به شدت تحت تأثیر فضای روحانی حاکم بر جامعه ایران قرار گرفت و با مشاهده مزار شهدای گمنام به شدت گریست… بعد از ظهر روز پنج شنبه، به دیدن مراسم تعزیه امام حسین (ع) در بلوار اباذر تهران رفت… پنج شنبه شب در مراسم عزاداری امام حسین (ع) در منزل یکی از همکاران مرکز گفت و گوی تمدن‌ها شرکت کرد و تحت تأثیر داستان غم‌انگیز شهادت امام حسین (ع) گریست."
خجالت نمی کشی مردک؟
می بینی چطور برای آخوندهای ضد انسان و ضد ایرانی در ایران، دم تکانی می کنی؟
حال می رسیم به عرعر دیگر تو در رابطه با به اصطلاح تو کودتا
تو اصلن معنی کودتا را می دانی؟
فکر نکنم بدانی. وگرنه اینطور بی مالیات حرف نمی زدی
حال برایت توضیح می دهم تا بفهمی و دفعه دیگر چنین غلطی نکنی که امروز کردی
معمولن، کودتا را یک زیر دست علیه مافوقش انجام می کند
مثل افسران ارتش یا شخصیت هایی از این دست علیه نخست وزیر یا رئیس جمهور و یا پادشاه کشور
در سال 1953 محمد رضا شاه بالاترین مقام کشوری و لشکری را دارا بود
نخست وزیر مقام درجه دوم را داشت
آخر چطور می شود که یک مقام بالاتر، علیه مقام پایین تر، کودتا کند؟
و این مقام بالاتر با این کودتا، چی می خواست بدست بیاورد که نداشت؟
حالا متوجه شده ای که یاوه می گویی؟
آری کودتا شده بود
آن هم از طرف مصدق، علیه پادشاه کشور در 25 مردادسال 1332 نه بر عکس
در پایان
توصیه من به عنوان یک نویسنده ی سیاسی و فرهنگی و شاعر، به شما این است که بهتر است به قول ما گیلک ها:
" تی هَندی چره، بچری"
یعنی در عرصه ای که سوادکی داری، بمانی و نه به خاطر یک قالیچه و چند صد دلار اینطور، وارد عرصه ای شوی که سوادش را داری و نه شعور آگاهی اش را
از این جهت است که اینچنین خودت را ضایع می کنی

احمد پناهنده
10 ژانویه 2018