۱۳۹۲ خرداد ۲۳, پنجشنبه

انتخاب ما فقط شاهزاده رضا پهلوی است





انتخاب ما ایرانیان فقط شاهزاده رضا پهلوی است

هموطنان گرامی

ایرانیاران ایراندوست

می دانیم و می دانید از هنگامه ی آن بهمن شوم و سیاه و اشغال ایران اهورای مان توسط شغالان اسلامگرا و صد البته با همکاری و همیاری کمونیست ها و مجاهدین ضد وطن و تاریک اندیشان ِ روشنفکر نما، حلقه ی نگه دارنده ی زنجیر به هم پیوسته ایران ِ سرفراز، یعنی نظام پادشاهی گسسته شد و ایران و ایرانی را به این روزهای ذلت و تباهی کشاندند.

می دانیم و می دانید که همه این ضد وطنان و بیگانه پرستان طی سی و چهار سال تلاش، سعی کردند در کنار جانیان اسلامی حاکم و شرکت در تمامی جنایات و خیانت ها به عنوان نگهدارنده و چوب های زیر بغل آنها، ایران را متلاشی کنند و ایرانی را از هویت، فرهنگ، تاریخ و تمدنش جدا کنند تا بتواند به امت جهانی و یا انترناسیونالیسم پرولتری پیوند بخورند.



می دانیم و می دانید همه این تاریک اندیشان ِ روشنفکر نما چه از نوع کمونیستی، چه از نوع مجاهدی و چه از نوع شخصیت های بیگانه پرستی همه تلاششان را کردند تا به قول خودشان نظام پادشاهی بر نگردد و سپس با همین اسلامیان جانی و ضد ایرا
نی، ایران را ایرانستان کنند.

می دانیم و می دانید . . .

اما اگر اشغالگران عرب در هزار و چهارصد و اندی سال پیش با کمک ِ سلمان فارسی ها و همه ی تاریک اندیشان ِ ضد ایرانی، در آن تندپیچ تاریخ ایران،

توانستند ایرانی را از هویت ِ تاریخی، فرهنگی، تمدنی و پادشاهی خود، جدا کنند، لاجرم این جانیان حاکم با همه ی دنباله های ضد ایرانی شان خواهند توانست.

ولی تاریخ ایران خلاف ِ این خواسته های شوم ِ ویرانگران ایران امروزی را گواهی می دهد.

اسلام ویرانساز و انسان کش آمده بود تا با متلاشی کردن ایران، زبان را از حلقوم ایرانی بیرون بکشد و ایرانی را از هویت تاریخی، فرهنگی، تمدنی و پادشاهی خود تهی کند.

اما بعد از 200 سال تلاش ضد ایرانی نه اینکه نتوانست بلکه ایرانیان با پیوند خوردن دوباره خود به نظام شاهنشاهی، اعراب بیگانه را به جای سزاوارش پرتاب کردند و آرام آرام تحت اقتدار فرهنگ ِ همین نظام شاهنشاهی، جرثومه های بیگانه گان از قماش ِ ترک و تاتار از همه رنگش را از ریکه قدرت به زیر کشیدند و ایران ِ پادشاهی را به دست با کفایت ایرانی ِ سرفراز، رضا شاه بزرگ سپردند.

با این توضیحات کوتاه:

اگر دلبسته ایران هستیم

اگر خودمان را ایرانی باور داریم

اگر ایران را بالاترین ارزش می دانیم

اگر به هویت تاریخی، فرهنگی، تمدنی و پادشاهی خودمان افتخار می کنیم

اگر . . .

امروز فقط و فقط یک انتخاب، بیش از هر انتخابی راه گشای ایران ِ در حال نابودی به سوی ایرانی آزاد، رها و سرفراز است.

و آن انتخاب هم فقط شاهزاده رضا پهلوی و حمایت از شورای ملی و منشورش است.

پس باید در کوش کر جهان فریاد زد

اگر جهانی متمدن می خواهید

اگر جهانی صلح آمیز می خواهید

باید به حمایت ایرانیان راستین که به دور شاهزاده رضا پهلوی حلقه زدند، برخیزند و نسبت به ظلم و جفایی که به ایرنیان در دوره کارتر کردند، برای جبرانش ادای دین کنند تا ایرانی به هویت تاریخی، فرهنگی، تمدنی و پادشاهی خود گره بخورد.

و بدانند و بدانیم که این انتخاب و حمایت به نفع همه ی ایرانیان و همه ی جهانیان است.

پاینده باد ایران

درود بر شاهزاده رضا پهلوی

احمد پناهنده

۱۳۹۲ خرداد ۲۲, چهارشنبه

یاوه گویی ِ خامنه ای


کسانی که دلبسته ی ایران هستند، هیچگاه در انتصابات حکومت اسلامی ِ ضد ایران و ایرانی شرکت نمی کنند

امروز چهارشنبه 22 خرداد ماه، خامنه ای در نهایت استیصال، پریشان گویی اش را به اوج رسانید و در قالب ِ سخنانی بغایت یاوه، زوزه ای کشید و گفت:

" این حضور عمومی، از هر چیز دیگر برای کشور مهمتر است و به همین علت حتی کسانی که فقط دلبسته به ایران هستند، باید در انتخابات حضور یابند. "

اما باید با صدای بلند در گوش کرش فریاد زد که " شتر در خواب بیند پنبه دانه "
و روز جمعه دلبستگان ایران ِ سرفراز و ایرانی ِ ایراندوست نه اینکه در انتصابات حکومت اسلامی ِ ضد ایران و ایرانی شرکت نمی کنند. بلکه با همه توش و توانش یک " نه " بزرگ به همه جنایتکاران اسلامی و پادوهایشان در جای جای جهان خواهند داد و نشان خواهند داد که ملت ایران را فقط سودای به گور سپردن اسلام سیاسی در ایران است، نه بازی در میدانی که همه ی راه ها بر ملت ایران بسته است.

و مطمئن هستم روز جمعه ملت بزرگ ایران یک تو دهنی به خامنه ای و همه ی جانیان اسلامی ِ ضد ایران و ایرانی خواهند زد.
به امید آن روز
چنین باد

احمد پناهنده

۱۳۹۲ خرداد ۵, یکشنبه

خاک تو سرت رفسنجانی و خاک تو سر همه ی " اصلاح طلبان " حکومت اسلامی و دُم و دنبالچه های آنها در خارج از حکومت


خاک تو سرت رفسنجانی و خاک تو سر همه ی " اصلاح طلبان " ِ درون حکومت اسلامی و دُم و دنبالچه های آنان در خارج از حکومت اسلامی

حیرت انگیز است که کسی با اینکه در طی این چند سال اخیر در همین حکومت اسلامی لجن مال شده و در روز روشن دختر و خانواده و خودش به پست ترین شکل ممکن مورد اهانت قرار گرفته است، باز برای فرو رفتن در مستراح هیچستان سرای ِ حکومت اسلامی، لباس رزم بپوشد تا شاید به عنوان " ناجی " حکومت رو به سقوط اسلامی، بتواند آن را " گل کار" کند.
اما در کمال شگفتی نمی داند و یا نمی خواهد بداند که پست ترین قشر، حداقل در ایران همین آخوندها هستند که خودش هم یکی از سرآمداننشان است.
و نمی داند وقتی خودش یک شبه علی خامنه ای را ولی فقیه می کند، می تواند به آهی توسط همین آخوندها و علی خامنه ای، از حکومت اسلامی اخراج شود.

و راستی آمده بودی که چه چیزی را تغییر دهی؟

اگر مشکلت با آخوندهای آدم خوار ِ مخالف تو، قرائت و تبیین و تقسیر و برداشت ِ اسلامی است و می پنداری تو بهتر از آنها می فهمی،
راه حل این نیست که هر روز تو را ذلیل و لجن مال بکنند و بعد بخواهی برای طلب تکه استخوانی از همین آخوندهای بی صفت، خرقه ی گدایی به تن کنی.
بلکه راه حل این است که مردانه در کنار ملت ایران قرار بگیری و با کمک ملت ایران از حکومت اسلامی عبور کنی و به دامن پر مهر و محبت ملت برگردی.
و یا اگر با خواست و تمایل به تغییر شرایط فروپاسی حکومت اسلامی به میدان آمده بودی، این بهترین فرصت بود که با حمایت مردم ایران، بساط ولی فقیه و همه ی رجاله های حکومت اسلامی را جارو می کردی. نه اینکه دوباره زانوی ِ ذلیلی در پیشگاهشان به زمین می سائیدی و به غلط کردم روی آوری.
و شگفتا که از این امتحان نهایی هم مردود شدی و همه ی سینه زنان " اصلاح طلب " حکومت اسلامی و دم و دنبالچه های آنها در خارج از حکومت اسلامی، یتیم و خوار و بی پدر و مادر شدند.
ای تفو بر تو و همه رجاله های حکومت اسلامی و دنباله های آنها در داخل و خارج از کشور

احمد پناهنده

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۸, شنبه

پدرم، بدرود


پدرم بدرود

می دانم سی چهار سال و اندی چشم براه بودی تا شاید فرزند سفر کرده ات را، آغوش بگشایی و مهر پدرانه ات را در جان خسته و غربت زده اش بریزی
اما زمانه ی درد و حاکمان جور، این احساس و عاطفه ی زلال را در گلویت، بغض بارید و اشک به چشمانت آورد
و امروز من در این سرای ِ بی کسی فقط به گوشه ای پناه بردم تا چشمان ِ ترم، دوستان و آشنایان و یاران و دلداران را آزرده نسازد
دیشب وقتی با مامان و خواهران و برادران صحبت کردم. همه می گفتند در لحظات آخر ِ نفس کشیدنت، چشم می چرخاندی تا شاید مرا ببینی و زیر لب احمدت را زمزمه می کردی
پوزشم را بپذیر که نتواستم در لحظات پایانی کنارت باشم.
بدرود پدرم
بدرود
فرزند تو احمد

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی

Foto: ‎نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی

از شعارها و حرف های بی مالیات و یا صد من یک غاز در پیامش بگذریم
چکیده و جوهره ی پیامش این است که او ترسیده است که مبادا در این " انتخابات " پیش رو، اسلام شان از نوع مجاهدی و آخوندی، ریق رحمت را بنوشد و برای همیشه به مستراح های تاریخ بپیوندد.
وگرنه باید چنین روزهایی را به استقبال می شتافتند و با همه ی توانشان در جهت عبور از اسلامیون حاکم در ایران، در چهارچوب مبارزه مدنی و سیاسی شرکت می کردند.
ولی از آنجا که در این روزها به دلیل کارنامه ی به شدت ضد میهنی و ضد ایرانی و دست داشتن در کشتار مردمان ایران، جایی در ایران و بین ملت ایران ندارند و به عبارت دیگر نه به دار هستند و نه به بار
سرنوشت خودشان را با بود و نبود حکومت اسلامی گره زدند و بعد از سالها چپ روی و سکتاریستو شعارهای پوچ و بی محتوی، به راست روی و سازش با حکومت جهل و جنون روی آوردند تا فرصتی پیدا کنند که شاید بتوانند اسلام عنقلابی شان را نجات دهند.

ای تفو بر شما ضد وطنان و ضد ایرانی و ایرانیان تفو

بزودی مطلبی در این باره و سایر نیروهای خواهان همین حکومت اسلامی خواهم نوشت که برای داغ کردن تنور " انتخابات " حکومت اسلامی هرگونه مرز اخلاقی، انسانی و ایرانی را دریدند.

احمد پناهنده

قسمتی از پیام رجوی

_____________
۱- خامنه ای باید راه ریاست جمهوری رفسنجانی را هموار کند و به تقسیم قدرت با او تن بدهد.
۲- رفسنجانی باید پیرانه سر ترس را کمی کنار بگذارد و بلادرنگ برای انتخابات ریاست جمهوری رژیم ثبت نام کند. این تعارف که «من بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهم شد» در محذور گذاشتن مضاعف خامنه ای است و باید از آن دست بکشد.
۳- خامنه ای همچنان که در ۸ سال گذشته با احمدی نژاد بساط رفسنجانی را جمع کرد، حالا باید به شیوه مرسوم دیو و دد، باند احمدی نژاد و رحیم مشائی را با رفسنجانی از دور خارج کند.
۴- خامنه ای باید هرطور شده رفسنجانی را در «اتاق تجمیع آراء» بیرون بکشد و در قدمهای بعد به شیوه خمینی، با او جام زهر بنوشد.‎

نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی

از شعارها و حرف های بی مالیات و یا صد من یک غاز در پیامش بگذریم
چکیده و جوهره ی پیامش این است که او ترسیده است که مبادا در این " انتخابات " پیش رو، اسلام شان از نوع مجاهدی و آخوندی، ریق رحمت را بنوشد و برای همیشه به مستراح های تاریخ بپیوندد.
وگرنه باید چنین روزهایی را به استقبال می شتافتند و با همه ی توانشان در جهت عبور از اسلامیون حاکم در ایران، در چهارچوب مبارزه مدنی و سیاسی شرکت می کردند.
ولی از آنجا که در این روزها به دلیل کارنامه ی به شدت ضد میهنی و ضد ایرانی و دست داشتن در کشتار مردمان ایران، جایی در ایران و بین ملت ایران ندارند و به عبارت دیگر نه به دار هستند و نه به بار
سرنوشت خودشان را با بود و نبود حکومت اسلامی گره زدند و بعد از سالها چپ روی و سکتاریستو شعارهای پوچ و بی محتوی، به راست روی و سازش با حکومت جهل و جنون روی آوردند تا فرصتی پیدا کنند که شاید بتوانند اسلام عنقلابی شان را نجات دهند.

ای تفو بر شما ضد وطنان و ضد ایرانی و ایرانیان تفو

بزودی مطلبی در این باره و سایر نیروهای خواهان همین حکومت اسلامی خواهم نوشت که برای داغ کردن تنور " انتخابات " حکومت اسلامی هرگونه مرز اخلاقی، انسانی و ایرانی را دریدند.

احمد پناهنده

قسمتی از پیام رجوی

_____________
۱- خامنه ای باید راه ریاست جمهوری رفسنجانی را هموار کند و به تقسیم قدرت با او تن بدهد.
۲- رفسنجانی باید پیرانه سر ترس را کمی کنار بگذارد و بلادرنگ برای انتخابات ریاست جمهوری رژیم ثبت نام کند. این تعارف که «من بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهم شد» در محذور گذاشتن مضاعف خامنه ای است و باید از آن دست بکشد.
۳- خامنه ای همچنان که در ۸ سال گذشته با احمدی نژاد بساط رفسنجانی را جمع کرد، حالا باید به شیوه مرسوم دیو و دد، باند احمدی نژاد و رحیم مشائی را با رفسنجانی از دور خارج کند.
۴- خامنه ای باید هرطور شده رفسنجانی را در «اتاق تجمیع آراء» بیرون بکشد و در قدمهای بعد به شیوه خمینی، با او جام زهر بنوشد.

عمله های حکومت اسلامی در خارج از کشور




عمله های حکومت اسلامی در خارج از کشور

بی هیچ گفتگو جریانهایی چون سازمان اکثریت، حزب توده، اتحاد جمهوریخواهان و جریان هایی از این دست عمله هایی هستند که بر ضد منافع ِ ملی ملت ایران برای آخوندهای ضد وطن دم تکان می دهند تا شاید تکه استخوانی برایشان پراشان پرتاب کنند.
و امروز بی هیچ کتمانی، پشت جنایتکاری رفتند که جنایتش در ترورهای قتل های زنجیره ای در داخل کشور و کشتار سران حزب دموکرات کردستان در رستوران میکونوس در برلین بر هیچکس پوشیده نیست.
و راستی قرار است با این انتصابات در ایران چه چیزی عوض شود که این رجاله ها چنین برای آخوندهای ضد ایران و ایرانی دم تکان می دهند؟
آیا غیر از این است که می خواهند با همه جنایت و خیانتشان، در کنار همین آخوندها قرار بگیرند و حکومت اسلامی را حفظ کنند؟
و آیا غیر از این است که سرنوشت خودشان را با بود و نبود همین آخوندها گره زده اند؟

احمد پناهنده

۱۳۹۱ اسفند ۲۴, پنجشنبه

زاد روز رضا شاه بزرگ خجسته باد

 
 
 
زاد روز رضا شاه بزرگ، خجسته باد

احمد پناهنده
بیست و چهارم اسفند ماه در تاریخ پر فراز و نشیب ایران، روزی است که آسمان ایران از تیرگی ِ ابرهای سیاهی که چادر ِ شب را در دل وُ دیده وُ تن ملت ایران گسترده بود، با طلوع ستاره ای آغاز شد که در درخشش آن، آسمان ایران لاجوردی گشت.
خرافات و جهل پروری ِ دوران ِ دراز ِ قاجاریه، ایران نیمه جان را پس از دیندارن سفله ی صفویه در تمامیتش به قهقرا و نابودی کشانده بود.
هر چند در واپسین روزان ِ حکومت ِ جهل و جنون ِ پسران و دنبالچه های حسن خان اشاقه باش، انقلاب مشروطیت به همت ِ مردان ِ ایران دوست به وقوع پیوست. اما خواست ها و برنامه های انقلاب در اثر کارشکنی و بی کفایتی ملایان و رهبران انقلاب عقیم ماند.
در آن آشفته بازار ِ هرج و مرج ِ سیاسی و اجتماعی، راهزنان و کردنکشان و باج بگیران بر طبل پاره پاره کردن کشور ایران دم گرفته و هر یک گوشه ای از ایران را جدا کرده بودند.
امنیت در تمامی کشور رخت بر بسته بود و هیچ کس بر جانش ایمن نبود.
در این اوضاع نابسمان، نیروهای چپ و راست آن دوران به تنها چیزی که فکر نمی کردند، چهارچوب ارضی ایران بود.
آنانیکه کرملین را قبله ی خود کرده بودند تا توان داشتند می خواستند صفحات شمال کشور را در دهان ِ ویل ِ کشور جدید کمونیستی فرو کنند و آنانیکه به طرف انگلیس دولا و راست می شدند، بی پروا صفحات جنوبی را از تن ایران جدا کرده بودند.
در سراسر ِ ایران ترس و وحشت و راهزنی و کردنکشی بی داد می کرد.
به نظر می رسید دیگر هیچ امیدی برای بر پا نگه داشتن ایران نمی رود.
روزها، تیره و تار، در دیدگان ِ وطنپرستان، سیاهی نشانده بود
شب ها از هر شبی، بیشتر ظلمت می بارید
جهل و نادانی و فقر و گرسنگی بیداد می کرد
کشور در تمامیتش به انتهای عقب ماندگی، عقب کشیده شده بود
زنان به شدید ترین وجه ممکن اسیر و در خانه فقط کنیز شده بودند
هیچ آینده ای که بشود ایران را از آن فاجعه ی مرگبار رهانید، در تصور نمی آمد
آری:
24 اسفند ماه تولد قهرمانی است که در گذار ِ زندگی ِ پر تلاش و مهرش به ایران و ایرانی، توانست این فاجعه ی فرود آمده بر جان و تن ایران را، از آسمان ایرانزمین دور کند و کشور را به جایی برساند که تاریخ معاصر ایران به ایشان مدیون شود.
قهرمانی که در طی 16 سال، همه ی عقب ماندگی و در ماندگی ایران و ایرانی را از بعد از سقوط ساسانیان با سازندگی و شکوفا کردن ایران در همه سویش جبران و به ایرانی شخصیت بخشید.
اما در مقابل این فدا کاری ِ بی همتا و عشق بی دریغ رضا شاه به ایران و ایرانی، نا ایرانیانی در طیف های مختلف ِ چپ کمونیستی و مذهبی های مرتجع صف کشیده بودند تا این هویت ایرانی ِ بدست آمده با خون ِ جگر را در دهان انترناسیونالیسم کمونیستی و یا اسلامی، بی رنگ و ایرانی را از ایرانیت تهی کنند و سپس آنها را به " خلق و یا امت " فرو کشتند. زیرا جملگی در خشش ِ چنین حرکت غرور آفرین ملی و ایرانی را خاری در چشمانشان می دیدند و از این بابت با تمامی توان در جهت تخریب این شخصیت بزرگ و سازنده ی ایران نوین دست یکدیگر را فشردند تا با خاک پاشیدن به چشمان ِ وجدان و جوانان و آیندگان ِ ملت ایران، کشور سر بلند کرده ی ایران از قرون اعصار ِ عقب ماندگی را تقدیم از گور گریختگان تاریخ کنند.
و شگفتا این به ظاهر ایرانیان اما در واقع ضد ایران و ایرانی هنوز هم برای کسی دل می سوزانند که در پرونده اش چیزی جزء کینه پروری و تخم دو زرده گذاشتن و حمایت از مرتحع ترین بخش روحانیت در ترویج تروریسیت از خود باقی نگذاشته است و نمونه ی اخیر این حرکت ِ بغایت ضد ایرانی و ارتجاعی که به تازگی افشا شده است کمک به آخوندهای ارتجاعی برای چاپ و نشر رایگان کتاب تروریستی فلسطین است که تو سط اکرم زعیتر نوشته شده و رفسنجانی آن را ترجمه کرده است.
و این در حالی است که این رجاله گان تاریخ به صورت شخصیتی چنگال جنون آمیرشان را فرو می کنند که اگر همین قهرمان و شخصیت قرن بیستم در تاریخ ایران ظهور نمی کرد، نفتی نبود که آنها برای به اصطلاح ملی کردن آن بازار گرمی کنند.
و دردا که هنوز هم از خواب غفلت بیدار نشدند و کماکان در جهت تخریب هر چه بیشتر ایران و تاریخ، بی دریغ به نفع آخوندهای حاکم و اسلام سُفله پرور حمالی می کنند.
به عنوان یک ایرانی که به کشورم مهر می ورزم و عشقش در دلم فروزان است در مقابل این قهرمان ِ سر فراز ِ ایران ِ نوین کلاه از سر بر می دارم و در مقابلش در کمال ادب خم می شوم و به روان پاکش درود می فرستم.

زاد روز قهرمان ایران ِ نوین رضا شاه بزرگ بر تمامی ملت ایران خجسته باد!